Samstag, 25. Februar 2017

شما جانتان را برای چه می خواهید؟

ایران فانوس ـ شنبه 25 فوریه 2017
به بهانه مرگ دروغپرداز بزرگ فرقه رجوی محمدعلی جابرزاده، که ابتدا قرار بود طبق سنت جنگ چریکی، شش ماه و یا به قول مهدی ابریشم چی، حداکثر تا دو سال زنده  بماند، ولی به رسم جنگ صد برابری که از رهبرش مسعود رجوی، آموخته بود 68 سال زندگی کرد و 44 سال در رکاب رهبرش با تبلیغات دروغ و کذا جان هزاران جوان ایرانی را به کام مرگ فرستاد تا النهایه از جانب مریم قجر به لقب مجاهد کبیر، نائل آید.
اما چرا مرگ و زندگی یک گماشته و دروغپرداز رجوی ها، برایمان مهم است و تناقض تبلیغات و گفتار جابرزاده ها و رجوی ها، در کجاست که نیروهای پایین دروغها و سنتهای جنگ صد برابر را می بایست باور کنند اما در بالا چنین نیست.
مسعود رجوی زمانی که در عراق کبکش خروس می خواند و هر روز جهت تحمیق و سرکوب نیروها انقلاب ایدئولوژیک به راه می انداخت و بر خر مراد سوار بود حوالی سال 1368 و ابتدای انقلاب ایدئولوژیک دوم، مباحث زیادی را مطرح و به خورد نیروهایش داد که از جمله، سه طلاقه، طلاق تا سرنگونی، بحث صلیب، بحث امام زمان، بحث امام حسین، پیامبر اسلام، مریم مسیح، سیمرغ رهایی، آقاجمال، لعین و عفریته، تضاد جنسیت، جان و جنسیت و بحثهای دیگری که از حوصله این نوشته خارج است.
شاید اعضای جداشده به بسیاری از بحثهای فوق پرداخته باشند، اما یکی از این بحثها تا کنون پرداخته نشده و تا حال ناگفته باقی مانده است و آن به زعم مسعود رجوی، تئوری فوق تکاملی „جان و جنسیت“ بود.
مسعود رجوی، در بحث و تئوری „جان و جنسیت“ که تا کنون هیچ آدم عاقل و نا عاقلی، چنین بحثی را نشنیده بود، بادی به غبغب انداخته و کماکان به عنوان یک راز و علم و تئوری جدید، به خورد نیروهایش داد، نیروهایی که از قبل توان و جرئت پاسخگویی و تردید از آنها گرفته شده و چنین چیزی را نه شنیده و نه گمان می کردند که در مسیر مبارزه به چنین تضادها و جفنگیاتی بر خواهند خورد.
مسعود رجوی در جلسات انقلاب ایدئولوژیک که حدوداً 12 ساعت به درازا می کشید و شبانه برقرار می شد، در بحث و تئوری „جان و جنسیت“ ادامه داد،
شما جانتان را برای چه می خواهید؟ مگر برای مبارزه و فدا اینجا نیامدید؟ کسی که آمده جانش را فدای آزادی مردم بکند، جنسیت را برای چه می خواهد؟ برای چه چانه می زند؟
او سپس بحثهای دیگری مکمل این موضوع را مطرح کرد و به چند نفر مجال داد تا دورانی که مجرد و میلیشیا بودند و شور و فتور مبارزاتی و فداکاری و انرژی زیادی داشتند، مطرح کنند تا ادامه بحث صورت واقعی به خود بگیرد. او دوباره ادامه داد، تضاد دوران جنسیت است. کسی که آمده جانش را بدهد، جنسیت را هم خواهد داد. جان بدون جنسیت معنا ندارد. کسی که می خواهد جنسیت را داشته باشد، لابد جان را هم می خواهد داشته باشد. همه جان را برای جنسیت می خواهند و جان بدون جنسیت، بی معنی است.
مسعود رجوی برای تکمیل بحث، اجازه داد چند تن از دوران جوانی خود حرف بزنند که چندین برابر بیشتر از دوران تاهل، انرژی و توان مبارزاتی داشتند و به محض ازدواج و تاهل، فشل شده و توان و انگیزه مبارزاتی خود را از دست دادند. او با آن که به چند تن اجازه داد تا به نفع تئوری „جان و جنسیت“ از خود انتقاد و بحث را تائید کنند، حتی به یک مورد پرسش و تردید اجازه ورود نداد تا کسی بپرسد، آیا کودکان و پیران و معلولین و دیگرانی که از جانشان محافظت می کنند، برای جنسیت و آمیزش جنسی است؟ یا حفظ خود و رمز و راز بقاء و میل به حیات، ریشه در جای دیگری دارد.
در اینجا، ضمن اینکه به میزان سواد و دانش علمی و سیاسی و اجتماعی و مبارزاتی و تشکیلاتی مسعود رجوی، می توان پی برد که او در سایر بحثها نیز چنین خزعبلات و جفنگیاتی را جهت تحمیق نیروها به آسانی به کار می برد و کسی را یارای انتقاد و تردید نبود، همچنین می توان به میزان فریب و دغل و دجالیتش پی برد که او چگونه  به خاطر مجرد و تنها شدن زنان اطرافش، هزاران خانواده و کودک را به فنا و نابودی کشاند. او نه در بحث „جان و جنسیت“ بلکه هر آنچه ناگفته و ناشنیده های عجیب و غریب دیگری که تا کنون هیچ کس نشنیده و قابل اثبات نیز نبود، به راحتی به خورد نیروهای دربند و اسیرش می داد و از جملگی انتظار باور و باور صد در صد را داشت.
با این وجود، امروز و پس از گذشت چند دهه از انقلاب ایدئولوژی مسعود رجوی، می توان این پرسش را مطرح کرد، اگر نیروهای پایین جانشان را برای جنسیت می خواستند، شما که جان تان را برای جنسیت نمی خواستید و هم اکنون که پیر و فرتوت شده و همچنان با امکانات فراوان از جانتان مراقبت می کنید، آیا جانتان را برای جنسیت و آمیزش جنسی با همدیگر و دیگران، می خواهید و در فقدان مجاهد کبیر محمدعلی جابرزاده، عجز و ناله سر می دهید. مگر قرار نبود، پس از حل تضاد جنسیت، جانتان را در میدان رزم و نه در پاریس و بلاد استعمار و امپریالیسم، فدا کنید و اینها خود درسی برای نیروهای پایین باشد؟ پس چه شد که مسعود رجوی و محمدعلی جابرزاده و مهدی ابریشم چی و دیگران با پندار و گفتار سراسر دروغشان جان هزاران جوان ایرانی را به کام مرگ می کشانند و النهایه و در پشت پرده، خود بر خلاف هر آنچه گفته و تبلیغ کردند و بر خلاف رسم و رسوم جنگ صد برابر، برای زیستن تا چند صباحی دیگر باز هم جان و زندگی و خانواده صدها تن از نیروهای تحمیق شده را به خطر می اندازند.
کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس

«پیوند رهایی» افشا می کند ــ سندی از کنترل و تعقیب و مراقبت هیأتهای بین المللی بازدید کننده از لیبرتی

پیوند رهایی ـ شنبه 25 فوریه 2017 
«پیوند رهایی» افشا می کند
اسنادی از کنترل و جاسوسی و ترس از جدایی افراد در تشکیلات فرقۀ رجوی(2)
در سند زیر که بازگو کنندۀ وظایف و ضوابط اتاق رسیپشن (پذیرش) ستاد اطلاعات فرقۀ رجوی در کمپ لیبرتی بغداد در دورۀ حضور رهبران و اسرای فرقه در عراق می باشد به خوبی نشان می دهد که چقدر رهبران این فرقه از تماس و گفتگوی افراد و اعضای اسیر با هیأتهای یونامی (دفتر سازمان ملل در عراق) و کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد و بویژه تیم مانیتورینگ حقوق بشر یونامی موقع بازدید آنها از داخل کمپ وحشت داشتند، زیرا طی سالیان انتقال به این کمپ علاوه بر موقع مصاحبه ها با کمیساریا موارد زیادی بوده که افراد موقع بازدید هیأتهای یونامی از سکشنها (قسمتها) و بلوکهای مختلف، خودشان را به این هیأتها نزدیک کرده و خواستار بیرون بردن آنان از اسارتگاه لیبرتی می شدند و بسیاری از افراد بدینگونه موفق به نجات خودشان از دست این فرقه شدند.
چنانکه ما در لیبرتی شاهد بودیم همیشه قبل از ورود هیأتهای ملل متحد (یونامی و کمیساریا) به لیبرتی و بازدیدشان از قسمتها بویژه هیأت مانیتورینگ حقوق بشر یونامی که روی نارضایتی افراد و سرکوب و خفقان داخل تشکیلات فرقه حساس بود، افراد را جمع کرده و توسط مسئولان اطلاعات و امنیت یکانها آنها را توجیه می کردند که از داخل بنگالها (کانکسها) خارج نشده و به اعضای هیأت نزدیک نشوید و ما خودمان مسائل و نیازهای کمپ را با آنها مطرح می کنیم و اگر آنها به کانکسها مراجعه کردند و خواستند به صورت فردی با شما صحبت کنند (چون سازمان ملل به عنوان فرد برخورد می کرد نه به عنوان تشکیلات و سازمان) هول نشوید ما شما را تنها نمی گذاریم و بگویید که دوستانم به من در تشریح نیازهایم کمک و مشورت می دهند! و در این صورت فقط مسائل و خواسته های صنفی را مطرح کنید. ولی علیرغم این سناریوها و طرح و برنامه های مسئولان اطلاعات و امنیت فرقه در تلاشهایشان برای جلوگیری از فرار و جدایی افراد، بازهم افراد خواهان جدایی، هیأت ملل متحد را از خواست واقعی خودشان مطلع می کردند که در این صورت هیأت ملل متحد که همیشه دارای مترجمین فارسی زبان و تعدادی نیروی نظامی کلاه آبی ملل متحد بودند آن فرد را از کمپ خارج می کردند.
در این مراجعات افراد اتاق پذیرش چنانکه در این سند آمده همراه افراد هیأت یونامی و کمیساریا وارد قسمتها و اتاقها نمی شدند تا توسط آنها به عنوان افراد مراقب شناخته نشوند و همیشه بتوانند از ورود و مسیر آنها مطلع بشوند، بلکه افراد هیأتها را مسئولان سیاسی و امنیتی کمپ و یکان مورد بازدید به بهانه های مختلف تلاش می کردند که همراهی کنند.
در این سند آمده که اتاق پذیرش می تواند محل ملاقات هیأتهای یونامی و کمیساریا با افراد باشد که بدینگونه به مأموران فرقه در اتاق پذیرش خط می دهد که همیشه تلاش کنید در صورتیکه هیأتها بخواهند با فرد خاصی دیدار کنند او را به این اتاق آورده و همانجا با او صحبت کنند تا دیدار در کانکسها و محلهای کار و استراحت یعنی داخل سکشن ها صورت نگیرد زیرا در حالت دوم افراد دیگر به راحتی می توانند از خروج و بیرون رفتن فرد یعنی فرار او توسط هیأتهای ملل متحد مطلع شده و برای رفتن و جدا شدن از فرقه تشویق شوند. این خط و ضابطۀ فرقه ناشی از تجارب خروج و جدایی افراد در گذشته در حضور افراد دیگر موقع دیدارهای هیأتها از سکشنها می باشد. لازم به یادآوری است که سران فرقۀ رجوی همیشه از قدیم و از اشرف تلاش می کرده اند که هیچوقت افراد بویژه افراد با رده های پایین و مسأله دار از رفتن و جدا شدن دوستانشان مطلع نشوند و یا تا حد امکان دیر مطلع گردند.
در جای دیگر این سند می گوید که ورود هیأتها به داخل سکشنها (قسمتها) و بلوکها مانعی ندارد و هیچ شرطی برای آن قائل نیستیم! انگار که این لطف و مرحمتی از جانب فرقه می باشد در حالیکه این یونامی و کمیساریا هستند که این شرط را گذاشته اند که مطلقا هیچ شرط و ممانعتی از سوی سران فرقه برای ورود به قسمتها را نمی پذیرند.
این هم که می گوید اقدامات پیشگیرانه را انجام دهید مانند چاههای آب و... منظورش پوشاندن قبلی کارهایی در کمپ از قبیل کندن چاه و کارهای ساختمانی و ایجاد تغییرات که به معنی استقرار و باقی ماندن برای همیشه یعنی اشرف گونه می باشد که از نظر دولت عراق ممنوع اعلام شده بود. هدف از این کارها علاوه بر مشغول کردن افراد به کار به عنوان موهوم «مبارزه»! این بود که مجبور نشوند برخی افراد را مثلا برای آوردن آب برای منابع و... به بیرون لیبرتی بفرستند که احتمال فرارشان می رفت، و در این سند منظور از «قافهای احتمالی سیاسی» (قاف به معنی اشتباه می باشد) که باید از قبل چک شوند تا افراد هیأتها متوجه نشوند و سران فرقه را «غافلگیر» نکنند علاوه بر مواردی مثل نشستها و یا تابلوهای مربوط به نشستهای سرکوبگرانۀ موسوم به عملیات جاری و غسل هفتگی و دیگ و جانبی و... و نیز منظور از «عادی سازی پروژه ها» همین جلوگیری از لو رفتن این کارهای غیر قانونی شان می باشد.
در بقیۀ موارد چنانکه در سند می بینید توصیه می شود که نباید هیأتهای ملل متحد متوجه بشوند که ما آنها را تحت کنترل و مراقبت داریم. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل در شناخت این فرقۀ هزار چهره و خدعه گر!!.

منبع: پیوند رهایی 

آیا تسلیت مرگ محمدعلی جابرزاده انصاری توسط مریم رجوی خطاب به رجوی دلیل زنده بودن رجوی است؟

حمیرا محمد نژاد ـ انجمن زنان ـ شنبه 25 فوریه 2017
درحال حاضر مشکل اصلی فرقه اخراج از عراق و راندن آن به اروپاست و بقیه بدبختی های فرقه از این ناشی میشود. چیزی که همیشه رجوی از آن وحشت داشت و بالاخره این کابوس به حقیقت پیوست. همیشه ودر هر نشستی و پیامی رجوی خارجه نشینان را بی خاصیت و با لودگی خاص خودش به تمسخر میگرفت وهم اینکه تمامی اهرم های سرکوب خودش را تحت عنوان مبارزه با بورژوازی رنگ و بوی انقلابی میداد.
 و می گفت بحث "خارجه نداریم "در واقع از سال 1374 در نشست های معروف به حوض این مسئله مطرح شد. چون در آن سالها تعدادی حدود 400 نفر یا شاید بیشتر ؛ چون دقیق ترین عددی که من خودم خبر دارم این است البته تعداد خیلی بیشتر تا بحال گفته شده که طی آن همگان متوجه شدند که تعداد زیادی از دوستان ناپدید شدند وبه آنها گفته شد بعضی ها را برای عملیات داخله انتخاب کرده ایم که در حقیقت افراد را به زندان های مختلف در اشرف از جمله زندان مخوف قلعه در خیابان 400 به شکنجه و حبس بردند در نهایت هم برای اینکه این نفرات دست به افشا گری نزنند از همه آنها اعتراف اجباری گرفتند که شامل یک برگه بود با این مضمون که " اینجانب .... به قصد نفوذ از طرف وزارت بدنام اطلاعات به سازمان مجاهدین امده ام.... " هدف این بود که در صورت افشا گری این افراد بی اعتبار شوند.
ادامه این داستان در سال 1378 در نشست هایی که در قرارگاه بدیع در ابوغریب در اقامتگاه خود رجوی در بخشهای های مختلف و هر سری چند محور بود چون رجوی میخواست دقیقا این موضوع ر ا در ذهن نفراتش تئوریزه کند .
محتوای این نشست ها این بود که هرکس را به خارج بفرستیم توسط وزارت اطلاعات مورد بهره بردای قرار گرفته و علیه خودمان علم میشود و هر کس چه خوب چه بد که از پیش ما به خارج برود بالمحال یک طعمه وزارت اطلاعات محسوب میشود .هرکس که نمی خواهد در مناسبات بماند بعد از اعتراف در نشست بزرگ وامضاء برگه بریدگی توسط یک تیم مسلح به لب مرزهای ایران منتقل و رها میشود .اگر خیلی با رژیم مرز بندی دارید به محض رفتن به ایران اعدام میشوید( البته با لودگی و تمسخر این حرف را میزد)
در یک محل دیگر می گفت: زندان تشریف ببرید تا سرنگونی رژیم . البته تحویل به زندان ابوغریب در خیلی موارد صورت می گرفت چون عراق برای معاوضه با اسیرانی که در ایران هنوز داشت نیاز به تعداد هر چه بیشتر زندانی و اسیر داشت واز هر راهی از جمله وا داشتن گروهای مسلح مرزی به ربایش سربازان در مناطق مرزی وفروختن آنها به دولت عراق را سالها قبل هم پیش میبرد.
باید ملاحظه کرد که چقدر رجوی از اینکه حتی یک نفر به خارج کشور برسد وحشت داشت که حتی حاضر بود نفراتش را خودش تحویل دشمن بدهد ولی به خارج نرسند. اما اوج این بحث در نشست های معروف به طعمه در سالن باقرزاده در سالهای بین 1379 تا 80 گره خورد چون دیگر بحران های درون تشکیلاتی بحدی بود که امکان تحمل آن نبود و طی سلسله نشست ها ششصد نفر را در حضور رجوی به محاکمه کشانده وبرگه اعتراف واخراج جلوشان گذاشتند.
انتخاب بین زندان ابوغریب زندان مجاهدین یا مرز بود.همه درهمان نشست عربده کشی های شکنجه گران ریز ودرشت رجوی بطور خاص محمد علی جابرزاده را به یاد دارند که چطور درمحاکمه امیر موثقی که فقط یک جمله گفت "من عملیات جاری را قبول ندارم چون اجباری است" جابرزاده عربده میکشید که آی دنیا بیایید وببینید که مناسبات مجاهدین چقدر دموکراتیک هست .
 منظورش این که مناسبات وتشکیلات چقدر دموکراتیک است که اعدامش نکردیم. همین جابرزاده بود که چه درهمان نشست های عمومی به روضه خوانی وبه به و چه چه از این خط رجوی و درخواست اعدام برای بریدگان میکرد که این حق سازمان است وازآن طرف رجوی هم با ظاهر حق به جانب ومظلومی که حق وی پایمال شده با لحن پر رحمت وشفقت که بله این حق ما ومردم ایران است که اینها را اعدام کنیم ودر همه سازمان های انقلابی بریدگان را اعدام میکنند ازجمله" پ.پ.کا وهمینطورچه گوارا" هم همین کار را میکرد
ولی ما ازحق خودمان میگذریم وبه این ترتیب که محکوم مورد نظر را به اصطلاح مورد عفو ملوکانه خودش قرار میداد، بدین گونه میتوان تصور کرد که راه را برای شکنجه وکتک زدن وتحقیر افراد چقدر شرعی وتوجیه پذیر مینمود.بطورخاص افرادی مثل عباس داوری مهدی براعی و مهدی ابریشم چی وابراهیم ذاکری و محمد علی جابر زاده در نشست های تحت عنوان نشست های جانبی در سالن معروف به سالن میله ای در قرارگاه باقرزاده تمرکز روی افراد مشخص وله لورده کردنشان و وادار کردن واماده کردن آنها برای اعتراف در نشست های اصلی در حضور رجوی بودند.
از آنجا که اعضای سازمان وبدنه سازمان وبخصوص هر چه قدیمی تر همگی از قشر تحصیل کرده وآگاه جامعه بودند هرچند که رجوی زنان را در راس امور تحت عنوان "هژمونی زن ذیصلاح مجاهد خلق" گمارده بود با این وجود از سواد وتوانمندی وتجربه تشکیلاتی لازم بهره کافی نداشتند که بتوانند امام زمان بازیهای رجوی وکارکتر او را با ظلم ستیزی امام حسین وعدالت خواهی وقاطعیت امام علی وهوسرانی های او و زن بازیهاش را علاقه پیغمبر اسلام به زنان و فرار از پاسخگویی و یکه تازیهایش را نیابت ازامام زمان در عبارات وادبیاتی که در خور این سطح از افراد جامعه باشد را تحویل دهند حتی مریم رجوی هم از سواد کافی در این زمینه برخوردار نبوده و نیست چه رسد به بقیه زنان که همگی بجز معدودی نسل بعد از سال 57 بودندوبا مرگ جابرزاده میتوان تصور کرد که مریم رجوی چه کمبودی را باید تحمل کند .

مرگ رجوی: اینکه رجوی زنده یا مرده است اساسا مسئله جامعه مدنی وسیاسی ایران نیست .

اینکه وی زنده هست یا مرده یک کنجکاوی هست تا یک مسئله مهم، واز این بابت میشود به این گونه به آن پرداخت.

چون از سال بعد از سقوط پشتیبان وی صدام رجوی مخفی شده به فراموشی سپرده شد.این مسئله که رجوی مجبور شد بقول خودش در " سایه " برود حتی از مرگ برای وی دردآور تر است . در سال 1387 که دیگر قطعی شد پرونده سازمان وحفاظت اشرف از آمریکا به دولت عراق تحویل داده می شود کابوسی که همواره بعد از سقوط صدام ساکنان اشرف با آن مواجه بودند ، داشت به حقیقت میپیوست.
 رجوی مجبور شد خودش مستقیم وارد شود ودر ماه رمضان همان سال در یک سلسله نشست های نوشتاری تلاش داشت که مسئله را جمع و جور کند در این نشست مسئله سازمان با اخراج سازمان الفتح از لبنان در سال 1380 قیاس شد. اینجا بود که رجوی حسرت وسوز و گداز خودش را از اینکه مجبور شده مخفی شود را دیگر نتوانست در دل نگه دارد وگفت: " ولی عرفات مجبور نشد مثلا در سایه برود " بلکه علنی وبالای سر نیروهایش حضور داشت.

بنا بر این بعد از آخرین نشست در اسفند 1381 تا سال 1395 یعنی چهارده سال حتی اگر فرد تاثیر گزاری هم بر تحولات سیاسی جامعه بود دیگر فراموش شده بود هر چند که رجوی بعد از اتش بس بین ایران وعراق نقش جدی در صحنه سیاسی ایران نداشت.

و اما چرا ترکی فیصل درگردهم آیی سالیانه پاریس این موضوع را علنی کرد. از دست پاچه شدن گوینده برنامه " احسان اقبال " که به اشتباه وی را مترجم مینامند بلکه وی گوینده بود چون عربی بلد نیست ومشخص بود که آنچه را که ترکی فیصل بیان کرد خارج از متن از پیش نوشته مقابل وی بود.
از قیافه چکش خورده مریم رجوی میتوان تصور کرد که این حقیقت توسط سازمان از قبل هماهنگ وهدایت نشده بود با توجه به اینکه این قسمت از مراسم در تلویزیون سیمای فرقه در جمع اعضا در آلبانی مستقیم پخش شده بود وگرنه مثل بقیه ناصداقتی های سازمان با اعضایش، این قسمت را یک جوری از چشم وگوش افراد دور نگه میداشتند.

علت اعلام مرگ ترکی فیصل یک چیز بیشتر نبود وآن اطمینان دادن به حکومت ایران به اینکه زیاد نگران نباشد ما با یک سازمان یتیم داریم رابطه بر قرار میکنیم .بخصوص که سعودی ها به هیچ عنوان زن را به حساب نمی آورند و به تازگی در عربستان زنان را از ردیف جمادات یعنی سنگ وچوب وگچ و..... به ردیف احشام وبز وگوسفند ارتقاع داده اند که سازمان های حقوق بشری این پیشرف سعودی ها را ستودند وآن را یک گام به جلو تلقی کردند.
از اینها می توان نتیجه گرفت که سعی مریم رجوی برای اینکه وانمود کند رجوی زنده است و اینبار مرگ جابر زاده را نیز به او تسلیت گفته برای باز هم لاپوشانی مسئله و بی پدری مجاهدین است وگرنه رجوی در این مورد خود شخصا پیام تسلیت می داد بخصوص که وی همواره نقش ملیجک درباری داشت و برای شخص رجوی و مریم رجوی مجیز گوئی و ستایش می کرد.

مشکل  اصلی سازمان توجیه این است که نمی داند با فضای جدید چگونه برخورد کند. رجوی که مرده و خلاقیت فرقه ای که فقط خاص خود ایشان بود را به گور برده و شاید هم علت مرگ وی این بود که از اینکه بدترین سناریوی ممکن یعنی اخراج سازمان از عراق محقق شد یا در حال محقق شدن بود.
 موج ریزش نیرو در آلبانی به زنان هم رسیده و هرچه مریم وصله پینه میکند باز هم جوابگو نیست .ریزش نیرو یک مسئله دیگربه دنبال میاورد و آن اینکه تعداد روزافزون افراد جداشده در کشور کوچکی مثل آلبانی میتواند تهدیدی بز رگ برای سازمان باشد چون مستمرا کفه ترازو به سمت جدا شده ها میچرخد ونگرانی بزرگتر سازمان از جدا شدن نفرات و تراکم آنها در کنار پایگاهایش در آلبانی یا بقول یک پیام منسوب به رجوی که توسط جابرزاده فقید برای اعضا خوانده شد از آلبانی به عنوان "پایگاه امن استراتژیک " یاد شد میتواند خطر جدی برای این سازمان ایجاد کند .
در این بین توافقات دولت های آلبانی و ایران سایه مرگبار دیگری بر پیکر این سازمان هست که میتوان گفت آلبانی میتواند نقطه نهایی آغاز فروپاشی سازمان باشد و این در حالی است که به هر میزان که طول بکشد مهم نیست بلکه مسیر ، مسیر به سمت فروپاشی هست.
  
حمیرا محمد نژاد 24.02.2017

Freitag, 24. Februar 2017

افشای نقض حقوق بشرِ فرقه رجوی در نهمین نشست سالیانه برای حقوق بشرو دمکراسی در مرکز سازمان ملل ژنو

نه به تروریسم و فرقه ها، بیست و سوم فوریه ۲۰۱۷
افشای نقض حقوق بشرِ فرقه رجوی در نهمین نشست سالیانه برای حقوق بشرو دمکراسی در مرکز سازمان ملل ژنو
افشای نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق فرقه رجوی در ژنوروز سه شنبه ۲۱ فوریه ۲۰۱۷ نهمین نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی در سازمان ملل مرکز ژنو که توسط “یو ان واچ” سازمان دهی شده بود برگزار شد.
بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کردند.
خانم دکتر هشترودی نیز در این نشست شرکت داشتند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها بود. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله  با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ  مفصلا به بحث پرداختند.
افشای نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق فرقه رجوی در ژنو
این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه  آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:
خانمها و آقایان و قربانیان نقض حقوق بشر که از سراسر جهان در اینجا حضور دارید، مایلم ابتدا تشکر خودم را از برگزارکنندگان این نشست ابراز کنم. این نشست این امکان را به بنده بعنوان یک قربانی تروریسم فرقه ای و دوست و همسنگرم  و دیگر شرکت کنندگان محترم بویژه قربانیان حقوق بشر که توانسته اند در این نشست حضور یابند و نقض حقوق بشر انجام شده علیه خودشان و یا از جانب کسانیکه هرگز قادر نخواهند بود در این موردآن  سخنی بگویند را به گوش جهانیان برسانند.
افشای نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق فرقه رجوی در ژنو
همه ما روزانه شاهد گزاشات نقض حقوق بشر از سراسر جهان از چین تا آمریکا هستیم. اما امروز بنده میخواهم توجه نشست را به یکی از بزرگترین بحرانهای حقوق بشری عصر حاضر که نه تنها کمتر مورد توجه است بلکه طبعات خطرات جهانی نیز در بر دارد جلب کنم، و آن نقض وحشیانه حقوق بشر توسط گروههای تروریستی مانند داعش، فرقه رجوی، بوکو حرام، و دیگر گروهای جهادی میباشد.
بنده یکی از قربانیان نقض حقوق بشر توسط فرقه تروریستی رجوی گروهی که بکمک عراق سه دهه در ایران دست به ترور زده و هزاران نفر را کشته است هستم. بنده زمانیکه یک دانشجوی جوان بودم در انگلستان توسط این فرقه بعضویت گرفته شدم. اما بعدها توسط رهبری این فرقه  زمانی که به سیاستهای تروریستی و سرکوب و نقض شدید حقوق بشری اعتراض نموده و درخواست جدا شدن را کردم به ده سال زندان (دو سال در زندانهای داخلی فرقه و هشت سال در زندان هماهنگ شده با صدام معروف به زندان ابوغریب) محکوم شدم.
اعتراض بنده به فرقه رجوی به خانم رهبری مریم رجوی شامل موارد زیر بود.
حمایت از حمله تروریستی یازده سپتامبر
بکارگیری شیوه های مغز شویی اعضای فرقه جهت تبدیل آنها به گلادیاتورهای تروریست تحت کنترل رهبری فرقه تا بتوانند بدون هیچ تبعیضی  در شهرهای ایران  دست به ترور بزنند.  از جمله استفاده از کودکان جهت انجام عمل تروریستی انتحاری مانند گوهر ادب آواز دختر ۱۳ ساله اهل شیراز در ایران.
دوازه مورد مجبور کردن اعضای مغز شویی شده به خودکشی با خودسوزی در خیابانهای لندن، پاریس و تورنتو توسط مسعود رجوی بهنگام دستگیریش توسط پلیس فرانسه. دوتن از این افراد مغز شویی شده،  یکی دختر ۲۶ساله دانشجوی دانشگاههای کانادا بنام ندا آقا سلطان که در لندن جان سپرد و دیگری مادرسه فرزند بنام صدیقه مجاوری که در پاریس جانسپرد میباشند.  نمونه سوم آقای مصطفی محمدی پدر دو تن از اعضای نوجوان فرقه رجوی که در کانادا خود سوزی کرد نجات یافت و خوشبختانه امروز بعد از روشنگریهای انجام شده جزء همکاران بنده در افشای فرقه تروریستی رجوی هستند. بنده عکسهای کسانیکه دست بخود سوزی زنده اند را در اینجا دارم.
افشای نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق فرقه رجوی در ژنو
کودکان و نوجوانان زیر سن قانونی در کمپ اشرف بهمراه بعضی “شو”رایی ها از جمله عزیز پاکنژاد، محمد علی اصفهانی، بهرام مودت، یزدان حاج حمزه …
دستور به اعضای فرقه به کشتن والدین و اقوام در صورتیکه بخواهند از فرقه خارج شوند توسط رهبر فرقه در این کتابی که مسعود رجوی تنها کتابی است که بنام خود بعداز سی سال بچاپ رسانده است.
دستگیریهای گسترده و سیستماتیک، زندان، شکنجه و کشتن اعضای منتقد در درون فرقه.
طلاقهای اجباری زوجهای عضو فرقه رجوی.
سوء استفاده جنسی از زنان جدا شده توسط فرقه رجوی از جمله همسرسابق بنده.
افشای نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق فرقه رجوی در ژنو
کودکان اسیر در فرقه رجوی نفر دوم از سمت چپ فرزند رضا رخشانی کشته شد.
ما باید از جامعه جهانی بخواهیم که به نقض حقوق بشر توسط گروههای جهادی مانند سازمان مجاهدین و داعش توجه خاص نموده و سران آنها راهمچون خانم مریم رجوی و آقای ابوبکرالبغدادی که مسئول آن میباشند را مورد پیگرد قراد دهد. با تشکر.
عاملین عملیات انتحاری فرقه رجوی پدرخوانده داعش
در حاشیه جلسه با اعضای برجسته شرکت کننده در این نشست به بحث و گفتگو پرداخته شد و تجارب نقض حقوق بشر در مورد اعضای فرقه رجوی تشریح گردید.
افشای نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق فرقه رجوی در ژنو
آقای مهندس داود ارشد، خانم دکتر هشترودی، و وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر
از فرصت پیش آمده از حضور خانم دکتر هشترودی در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی استفاده کردیم و مصاحبه اختصاصی با خانم هشترودی انجام شد که به محض آماده شدن به اطلاع خواهد رسید.
در این نشست آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند بعنوان پنل سخنرانی کردند و از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان همدردی کردند و آقای مهندس داود ارشد جزئیات بیشتری از آنچه نقض حقوق بشر بر خودش در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است  را برای آقای تقی رحمانی تشریح کردند.
افشای نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق فرقه رجوی در ژنو
آقای مهندس ارشد و آقای نقی رحمانی
از دیگر سخنرانان جلسه زن جوان ایزدی بود که نشان حقوق بشر را در این نشست دریافت کرد وی همچون زنان نگون بخت تشکل خانم رجوی اسیر گروه تروریستی داعش بوده است.  آقای ارشد ضمن همدردی با جنایات انجام شده علیه ایشان و دیگر ایزدیها شرح مفصلی از اعمال مشابه انجام شده در تشکل ایرانی بنام سازمان مجاهدین به وی دادند.
افشای نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق فرقه رجوی در ژنو
زن جوان ایزدی برنده نشان حقوق بشر و مهندس ارشد
در این نشست بین اللملی سخنرانان و فعالین حقوق بشر و دمکراسی از سراسر جهان شرکت داشتند، از جمله از ترکیه آقای جان دوندر روزنامه نگار برجسته و سر دبیر روزنامه جمهوریت و مستند ساز از ترکیه که  بعد از افشای تامین سلاح برای داعش توسط دولت اردغان ترور شد ولی بکمک و فداکاری همسرش جان سالم بدربرد، مفصلا در مورد دیکتاتوری جدید نقض شدید حقوق بشر در ترکیه سخنرانی کردند.
افشای نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق فرقه رجوی در ژنو
آقای جان دوندر روزنامه نگار برجسته و سر دبیر روزنامه جمهوریت ترکیه
بعضی از سخنرانان و فعالین دیگر عبارت بودند از:
آقای ایروین کاتلر وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا
آقای چیتو گاسکون رئیس کمیسیون حقوق بشر فیلیپین
آقای دانگ ژوان دیو مخالف ویتنامی که اخیر بعد از شش سال زندان آزاد شده است.
آقای دانیلو السکستو مالدونادو از هنرمندان کوبایی که بتازگی از زندان آزاد شده است.
خانم آناستازیا ژوتووا همسر ایلدار دادین مخالف زندانی اهل روسیه که گزارش مفصلی از زندانهای روسیه ارائه کردند.
*** 

مروری بر گذشته و کارهای جابرزاده یکی از جنایتکاران رجوی

زهرا معینی ـ انجمن زنان ـ جمعه 24 فوریه 2017
مروری بر گذشته و کارهای جابرزاده یکی از جنایتکاران رجوی
در بیست و سوم بهمن امسال فرقۀ رجوی در پاریس خبر مرگ یکی از سران جنایتکار این فرقۀ تروریستی را اعلام کرد. او محمد علی جابر زادۀ انصاری با نام مستعار قاسم از سران فرقه و مسئول ستاد تبلیغات سازمان شامل نشریه و رادیو و سیمای به اصطلاح آزادی بود. وی در هنگام مرگ ۶۸ سال داشت که البته بیشتر اعضا و نیروهای به اصطلاح ارتش آزادی بخش این فرقه نیز مثل ایشان مسن و سالخورده هستند.
 در جلسات درونی تشکیلات مجاهدین هر وقت مسعود رجوی، در بیان یک موضوع سیاسی و یا ایدئولوژیک، درمانده میشد او جابرزاده را صدا می کرد که با استدلال آن موضوع را تئوریزه بکند.
 محمد علی جابرزاده، همواره مسئول اصلی تبلیغات سازمان مجاهدین بود. اصلی ترین ارگان رسانه ای و تبلیغی سازمان مجاهدین نشریۀ مجاهد بود که او نقش بسیار مهمی در نوشتن مقاله ها و مطالب مندرج در آن را داشت و می توان گفت که تمام موضوعاتی که در رسانه های مجاهدین منتشر می شد و حتی متون سخنرانی های مریم رجوی، یا مستقیما توسط جابرزاده نوشته می شد و یا از زیر فیلتر چک و ادیت و سانسور او می گذشت.
محمد علی جابرزاده، نقش مهمی در جنایات و شکنجه های درون تشکیلات سازمان مجاهدین و بعد هم در سرپوش گذاشتن بر روی آنها داشت. عمدتا افرادی که در برابر زندان و شکنجه های درون تشکیلات مجاهدین مقاومت می کردند، نهایتا به او سپرده می شدند. خیلی از افراد مقاوم زیر بازجویی های او می شکستند و مجبور می شدند به خیانت و یا انحراف اخلاقی اعتراف بکنند.
زهرا معینی
خانم مریم قجر در پیامیکه به مناسبت مرگ جابرزاده داده، مرگ او را به مسعود رجوی تسلبت میگوید اما این خانم یادش رفته که در برنامه هشت ماه پیش او در حومۀ پاریس شاهزاده ترکی الفیصل وزیر سابق اطلاعات و امنیت عربستان سعودی دو بار با صدای بلند اعلام کرد که مسعود رجوی فوت کرده است که در لحظه ی اول خانم مریم قجر شوک شده بود.
این خبر در تمام رسانه‌های بین المللی و بویژه فارسی زبان انعکاس گسترده ای یافت ولی فقط در رسانه ی خود سازمان مجاهدین موسوم به سیمای آزادی این خبر سانسور شد و حتی این قسمت صحبتهای ترکی الفیصل حذف گردید تا افراد اسیر در آلبانی از این موضوع هیچ اطلاعی پیدا نکنند و تا امروز همچنان این خبر و سؤال اینکه آیا رجوی زنده است یا مرده از سوی ارگان خود این «مرحوم» بی پاسخ مانده امری که بسا مضحک و خنده دار می باشد.
خانم رجوی اگر مسعود رجوی زنده هست چرا یک پیام تصویری یا حتی با صدای خودش نمیدهد تا این اخبار مبنی بر مرگ او خنثی شود؟ چرا هیچ واکنشی در مورد خروج از عراق از خود نشان نداده است؟ از همۀ اینها گذشته چرا خودش یک پیام تسلیت به مناسبت درگذشت جابرزاده که خود مریم قجر می گوید ۴۴ سال در زندان و در میدانهای مبارزه یار غار مسعود بود نمی دهد؟ چرا او در ۲۳ مهر ماه ۱۳۸۹ یعنی شش سال پیش به مناسبت درگذشت مرضیه که نه عضو سازمان بود و نه سابقۀ مبارزاتی سیاسی داشت پیام مفصلی داد که در لینگ زیردر سایت مجاهد ارگان رسمی سازمان می بینید:
ولی برای درگذشت یارغار ۴۴ ساله اش در خود رهبری سازمان یعنی محمد علی جابر زاده صدایی از او و حتی یک پیام مکتوب هم برنخاست!!! چطور او در سوگ مرضیه و چند مادر و فرد عادی می گوید: از سنگ ناله خیزد روز وداع یاران!!! ولی روز وداع یار ۴۴ ساله اش از دل سنگ او ناله ای چرا برنخاست؟ لذا حتی اگر فیزیکی هم زنده باشد صد در صد مسعود رجوی دیگر برای همیشه مرده است.
به خانم مریم قجر باید گفت: شما بجای شفاف سازی و اینکه اگر مسعود رجوی زنده است چرا پیام نمی دهد؟ دائماً شما فرار به جلو می کنید.
و حال صحبتی با افراد اسیر این فرقۀ نیرنگ و دروغ و فریب در آلبانی:
به یمن سالیان تلاش بی وقفه و افشاگری های جداشده ها، هر کسی کم و بیش از جنایت ها و خیانت های مسعود رجوی، اطلاع یافته است. می دانید که همواره در کنار مسعود رجوی، تعدادی مزدور کارهای او را پیش می بردند. هر کدام از این مزدوران، نقش خاص خود را داشتند.
کسانی مانند مهدی ابریشمچی، نقش لومپن چاقو کش و عربده کش را ایفا می کردند، کسانی هم مانند عادل و رحمان، و…..کارهای کثیف خواستۀ او را مانند شکنجه و اعدام اعضاء و اسیران، را انجام می دادند.
 حال می پرسم که چطور مثل همیشه علی رغم اینکه به دروغ ادعا می کنند در سر در سازمان نوشته شده است فدا و صداقت؛ نه تنها ذره ای صداقت حتی با نیروهای سازمان ندارند بلکه از دادن کمترین اطلاعات به نیروهای خودشان خودداری کرده و همه اش با دروغ و دغل می خواهند همچنان شما را سرکار گذاشته و در تشکیلات نگه دارند تا بعد از مرگتان برای شما اشک تمساح بریزند و شما را مجاهد راه آزادی بنامند و از خون شما پیراهن عثمان درست کنند.
لذا شما نیروهای سازمان حق دارید از این خانم بپرسید که آگر می خواهد نقش رهبری سازمان را در فقدان شوهر مرحومش بازی کند؛ پس چرا بجای اینکه در مقابل اعلام این خبر مهم از طرف ترکی فیصل که بیش از هشت ماه ازش می گذرد نه تنها هیچگونه شفاف سازی برای شما نکرده بلکه همواره به هر بهانه ای سعی کرده و می کند تا نشان دهد که ایشان هنوز زنده است؟ و درست به همین دلیل هم برای فریب شما مرگ جابر زاده را به یک مرده تسلیت گفته است تا شما فکر کنید که رجوی هنوز زنده است!! پس شما نباید از شانتاژها و تهدیدات بترسید.
در پایان، خطاب به دوستان در زنجیرم در آلبانى می گویم: بیشتر از این خود را وسیلۀ دروغگویى و دغلبازى این جانیان قرار ندهید. دست و پاى اختاپوس شیاد، مسعود رجوى، یکى یکى کنده میشود. خودتان را گول نزنید. سرنگونى و «خلق قهرمان» و… فقط در کلام مسئولین سازمان است ولی آنها در عمل چشم به ابرقدرتها و در رأس آنها آمریکا دوخته اند تا آنها را به قدرت برساند در حالیکه کوچکترین پایگاهی در میان همان خلق قهرمان ایران ندارند بلکه این خلق از آنان به علت وطن فروشیهایشان به دشمنان آنان بیزاز و متنفرند و بدانید که هدف از تمامی این شعر و شعارها و سخنرانیها و نشستها برای شما فقط و فقظ نگه داشتن شماها در قفس هفت حصار رجوی و لو برای یک روز بیشتر می باشد و بس و هدف آنها نه مبارزه که وجود ندارد بلکه رسیدن به قدرت به دست بیگانگان است امری که هرگز مردم ایران اجازۀ آن را نخواهد داد.
زهرا معینی ۲۲٫۰۲٫۲۰۱۷

Mittwoch, 22. Februar 2017

پرداختهای رجوی به غربی ها از کمک های مالی است یا دریافتی از عربها؟ (+ نحسی رجوی ترامپ را هم گرفت)ا

محمد رضا گلی و هادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، بیست و دوم فوریه ۲۰۱۷
پولهای اهدایی فرقه رجوی به غربی ها از کمک های مالی است یا دریافتی از عربها؟
انجمن نجات مرکز مازندران سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵
لینک به منبع
Rajavi Mojahedin Khalq American terrorist lobbyوقتی مریم قجر داعشی به فرانسه گریخت از همان ابتدا سعی کرد با خریدن نفراتی در اروپا وانمود کند که در غرب طرفدارانی دارد و به اعضای نگون بخت خود حقنه نماید که بازی سیاسی مریم قجر دارای کاربرد بوده و طولی نخواهد کشید که همه غربیها به طرفداری از فرقه تروریستی رجوی خواهند پرداخت . در آن زمان همیشه مطرح می شد که نفراتی که در مراسم فرقه در فرانسه شرکت می کنند پول دریافت می کنند و اسنادی هم در این زمینه توسط مقامات کشورهای غربی بیرون داده شد ولی سران فرقه تروریستی رجوی به روی نامبارک خود نیاورده و اینگونه جلوه می دادند که انان نفراتی هستند که خواهان به اصطلاح آزادی مردم ایران هستند از آنجائیکه گربه هیچوقت در راه رضای خدا موش نمی گیرد این افراد بعداً پرونده شان در آمد که برای شرکت در مراسم مریم قجر و چند دقیقه سخنرانی مبالغ زیادی دلار دریافت می کنند . اکنون خبرگزاری آسوشیتدپرس روز یکشنبه ۱۷ بهمن در این باره دست به افشاگری زده و اسامی چند نفر با ذکر مبلغ دریافتی از فرقه تروریستی رجوی را آشکار نموده است .وقتی نفرات جدا شده از پول دادن به نفرات عراقی و شیوخ و مقامات کشوری از جمله طارق هاشمی و صالح مطلک حرف می زدند کسی قبول نمی کرد و دستگاه تبلیغاتی فرقه سعی می نمود با شانتاژ افکار عمومی را مسموم کند . بعد وقتی سرکله سناتورهای غربی پایشان به مراسم مریم قجر داعشی در فرانسه باز شد مقالات زیادی درباره دریافت پول از جانب عوامل شرکت کننده در مراسم که همیشه ضدیت شدیدی با ایران و ایرانی داشتند نقل مجلس شد و همه خبرگزاری ها سعی نمودند دست به افشاگری بزنند قبلاً رودی جولیانی و جان مک کین بودند که برای چند دقیقه سخنرانی هزاران دلار دریافت می کنند اکنون به نقطه ای از این افتضاح رسیدیم و آش آنقدر شور شده که خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز دست به افشاگری زده است و عنوان می کند که ، خانم الین چاو وزیر پیشنهادی رییس‌جمهوری آمریکا، این هفته تایید کرد که سال ۲۰۱۵ به خاطر پنج دقیقه سخنرانی در برابر شاخه سیاسی مجاهدین خلق مبلغ پنجاه هزار دلار دریافت کرد. در سال ۲۰۱۶ مبلغ ۱۷ هزار و پانصد دلار دیگر دریافت نموده است .
رودی جولیانی شهردار پیشین نیویورک نیز که در دولت ترامپ به عنوان مشاور انتخاب شده برای سخنرانی در گردهمایی های مجاهدین مبالغ نامعلومی از آنان گرفته است . برخی دیگر از مسئولین سناتورهای بازنشسته دیگر آمریکایی نیز در مراسم مریم قجر در فرانسه شرکت نمودند که همگی آنان بر دریافت پول تاکید نمودند ولی چیزی که در این میان مشخص است و خودشان اظهار داشتند که پول دریافت کردند ، چرا مسئولین فرقه تروریستی رجوی در این باره موضعگیری نمی کنند ؟ سکوت کردن در برابر این خبر نشانه تائید این خبر نیست ؟
سازمانی که با وقاحت خاص خود اظهار می دارد نیازهای مالی خود را در برنامه مسخره همیاری از داخل و خارج کشور تامین می کند می تواند هزینه های این حامیان سینه چاک غربی را تامین کند ؟ بهتر است به جای شانتاژ و حقه بازی منبع اصلی دریافت پول که همان شیوخ مرتجع عربستانی می باشد را بیان دارید .
مگر بعد از سرنگونی صدام معلوم نشد که تمام سرمایه و پول های تشکیلات فرقه رجوی توسط صدام تامین می شد و مقدار زیادی از پول نفت مردم عراق توسط رجوی تروریست غصب می گردید . مگر در مناسبات فرقه در اشرف وقتی کسی کفش و یا پوتینی نیاز داشت ، می گفتند که ما پول نداریم و این پول به اصطلاح شهدایمان است پس بهتر نیست اکنون بیان دارید رشوه هایی که به سناتورهای امریکایی و اروپایی پرداخت می کنید از کجا آمده است ؟
وقتی مریم قجر داعشی به فرانسه گریخت نفرات برای خوردن غذا باید از سبزی صحرایی به نام پنیرک استفاده می کردند و عنوان می کردند که ما پول نداریم در حالی که همان موقع کیسه کیسه پول از بانکهای عراق در بغداد برداشت می شد . شما سعی دارید چه کسی را گول بزنید . از بس مناسبات و تشکیلات فرقه تروریستی رجوی آلوده است که اکنون گوشه ای از این فساد و رشوه دادن در آن معلوم شده است .
از ابتدا فرهنگ منحط رجوی برای داشتن هوادار چه خارجی و چه ایرانی و یا نفراتی که در شورای دست ساز رجوی زندگی می کنند دادن رشوه و حقوق ماهیانه می باشد .
حال بهتر است تمام حقوق بگیران و جیره خواران و قلم بدستان فرقه تروریستی رجوی دست به افشاگری بزنند همانگونه که نفراتی که از این شورای دست ساز رجوی جدا شدند این کار را انجام دادند .حساب باز کردن روی نفرات سوخته و بازنشسته غربی بیشتر به این می ماند که سران فرقه تروریستی رجوی روی اسب مرده شرط بندی کردند و از آنان آبی گرم نخواهد شد .
هادی شبانی
نحسی فرقه رجوی به ترامپ هم سرایت کرد .
انجمن نجات مرکز مازندران دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵
لینک به منبع
Rajavi US lobby terrorism 2بعد از سرنگونی صدام، فرقه رجوی برای این که خودش را در خاک عراق تثبیت کند هزینه سنگینی را متقبل شد . سیاست فرقه بر این بود تا کرسی مجلس عراق را کسانی تصاحب کنند که به فرقه تروریستی رجوی نزدیک باشند یا با فرقه مشکلی نداشته و یا مخالف روابط با نظام ایران باشند .
به همین دلیل یک تعداد از نامزدهای عراقی را از استان های مختلف، برای راه یابی به مجلس به اشرف آورده بودند تا با کمک فرقه به مجلس راه یابند . سازمان در این رابطه تبلیغات وسیعی را در عراق راه انداخته بود تا نماینده های مورد نظرشان رأی لازم را به دست آورند .
حتی در این رابطه از اعضای فرقه برای تهیه پوسترها و تهیه پلاکاردهای تبلیغاتی در اشرف استفاده می کرد. ما که از اعضای سابقه دار بودیم، از طرز عملکرد فرقه تروریستی رجوی متناقض شدیم و در بین اعضا ناآرامی ها بالا گرفته بود. در آن دوران قرارگاه اشرف به ستاد تبلیغاتی شخصیت های عراقی تبدیل شده بو د . اعضا که شاهد این قضایا بودند می گفتند کار فرقه به کجا رسیده که بعد از خلع سلاح ، اکنون از شخصیت های عراقی برای راه یافتن به مجلس پشتیبانی مادی و تبلیغاتی می کنند.
جالب این است که فرقه رجوی با وجود ولخرجی های هنگفت از هر کاندیدایی که حمایت کرد آن کاندیدای نگون بخت قافیه را باخت و از دور خارج شد! و خیلی به ندرت پیش امد که کاندیدایی از این دست به مجلس راه پیدا کند.
هنوز پوسترها و عکس های آنها از مقرهای اشرف جمع نشده بود که اعضا دریافتند عملیات فرا سازمانی نتیجه ای نداده است و آن ها به مجلس راه نیافتند و حذف شدند .
برای دوره های بعد هم اگر فرقه ، باز هم از بخت بد کاندیدای مورد نظر ، به حمایت آنها دست می زد باز هم تناقض بین اعضا بالا می گرفت . آن دسته از بچه هایی که خیلی به همدیگر نزدیک بودیم می گفتیم به دلیل نحسی فرقه پیشاپیش باید به کاندیدای مورد حمایت فرقه تسلیت گفت .
به تجربه برای ما که دست اندرکار فعالیت های غیر قانونی فرقه در خاک عراق بودیم روشن بود هر گاه فرقه شخصیتی را حمایت کرد آن شخصیت از دور خارج شد یا اینکه مثل طارق الهاشمی از عراق گریخت و پناهنده ترکیه شد و در واقع تو زرد از آب در آمد .
همچنین یادم می آید در فرانسه، وقتی سگولن رویال کاندیدای ریاست جمهوری شده بود فرقه تروریستی رجوی به حمایت از او پرداخته بود. جالی این که ، این خانم هم رأی نیاورد و حذف شد. فرقه تروریستی رجوی در فرانسه که کشوری آزاد است خیلی رو و با دست باز از خانم سگولن رویال حمایت می کرد. حتی اعضای فرقه در خیابانهای پاریس عکس ها و پوسترهای تبلیغاتی این خانم را توزیع می کردند . خلاصه تبلیغات وسیعی کرده بودند اما هیچگاه بهره ای نبردند .
در انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریکا ، کاندیدای مورد نظر فرقه رجوی خانم کلینتون بود که دیدیم آقای ترامپ پیروز میدان شد. بلافاصله بعد از انتخابات و پیروزی ترامپ،  فرقه رجوی سریع تغییر موضع داد. لابی های رجوی جهت خوش رقصی در کمپین ترامپ به دلجوئی از او پرداختند و تلاش کردند رابطه فرقه را با ترامپ نزدیک کنند و از طرفی ایران را به عنوان دشمن شماره یک آمریکا تلقی کنند تا مجدداٌ ایران را زیر تحریم ببرند. ترامپ هم اقداماتی انجام داد و یک سری از شخصیت ها و شرکت های ایرانی را زیر تحریم آمریکا برد. اما ترامپ هم به دلیل میزان نزدیکی خودش با فرقه رجوی از نحسی فرقه بی نصیب نماند. دیدیم که هنوز یک ماه نگذشته یکی از قویترین افراد کاخ سفید؛ مایکل فلین سه هفته و سه روز مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ بود که روشن شد با سفیر روسیه مکالماتی داشته و در این رابطه به مقام‌های مسئول آمریکا راستش را نگفته است . مشاور ارشد امنیت ملی به دلیل رسوایی که بار آورد مجبور شد استعفاء کند. بی بی سی در این رابطه گفت مردی که از تریبون کاخ سفید به ایران هشدار جدی داد، نیامده، رفت .
بعد از این ماجرا دونالد ترامپ زیر سئوال رفت . هم از سوی دمکرات ها و هم از سوی جمهوریخواهان و سناتورهای با نقوذ دو جناح.  دمکرات ها در روز سه شنبه گفتند باید تحقیق شود که چه کسی در تشکیلات انتخاباتی آقای ترامپ دستور آن تماس ها را داده بود ( منظور تماس با روسیه ) و یک سناتور ارشد جمهوری خواه هم گفت این استعفا سئوالاتی را درباره نیات ترامپ درباره روسیه پدید می آورد .
دیری نپایید که نحسی فرقه تروریستی رجوی پای ترامپ را هم گرفت . ترامپ باید خیلی مراقب عملکردش باشد و متوجه باشد که نزدیکی با لابی های حامی فرقه ی تروریستی و بدنام مجاهدین دامان دولتش را نگیرد.
محمدرضا گلی
(پایان)
***