Dienstag, 25. April 2017

آیا بحث بر سر نوعی استراتژی و شکلی از زندگی است؟

داوود باقروند ارشد، نه به تروریسم و فرقه ها، بیست و پنجم آوریل ۲۰۱۷
آیا بحث بر سر نوعی استراتژی و شکلی از زندگی است؟
اصل حرف چیست؟ و با کیست؟
آیا باید برای دسترسی به اهداف انسانی همان شعارهای دروغین مرگ بر امپریالیزمِ  نوع رجوی و داعشی را سر داد و به خبایانها رفت و جنایات امروز داعش و دیروز رجوی را در کوی و برزن براه انداخت؟
آیا نباید کار سیاسی-بین اللملی نمود؟
آیا نباید تغیر استراتژی داد؟
آیا اگر کسی و گروهی اوایل انقلاب از یک رهبری دفاع کرد تا آخر عمر باید از او دفاع کند؟
آیا نباید با سیاستمداران هرچند فاسد دنیا حرف زد و دست داد؟
…………
سیاست و کار بین اللملی را متاسفانه امثال بنده و حسن جزایری ها و ابراهیم خدابنده ها به این فرقه یاد دادیم. در فاز سیاسی در خارجه که البته تنها محیط کار برای ما بود از نهادهای حقوق بشری و اتحادیه های کارگری و احزاب به اصطلاح چپ در اروپا نامه حمایت جهت نفی محدودیتهای آزادی و حمله و هجوم به دفاتر سازمان را میگرفتیم.  تا روی دولت بازرگان با وزیرخارجه اش یزدی تاثیر بگذاریم.
جواب به همه”آیا” های فوق و آیاهای دیگری از این نوع یک خــــــــــیِــــــر بزرگ است.
با همه باید حرف زد و تامل نمود و با سیاست و گفتگو و بدور از بربریت و بطور انسانی مسائل را پیشبرد .
“خشم و تاسف و تعجب از یک ملاقات” نیست. نیازی نیز به خوانش (هرچند به نظر بنده اشتباه) رجوی در مقایسه با ابومسلم خراسانی نیست. چون این اولین بار نیست که این تشکل فرقه ای-مافیایی دست به اینکارها میزند به لیستی از کرده هایش در مقاله “به بهانه…” اشاره شده است. خودت هم نوشتی: رجوی
 “ در ادامه راه حلقه مهر و دوستی و یاری کسانی چون ملک حسین،صدام حسین،و بسا کسانی که امثال من از آن بیخبریم دست بزند”  ……  ” ملاقات با سناتور مک کین عجیب تر از نامه نویسی به گورباچف در چرخش در طیف چپ و جستجوی یار و پشتیبان و دو سه سالی بعد ملاقات با صدام حسین و ملک حسین و امثالهم و سرانجام ملاقات با امثال سناتور مک کین و جان بولتون نیست. فراموش نکنیم که آقای رجوی در دادگاه شاه ملک حسین را… دستاموز زنجیری امپریالیزم خواند،و در آغاز جنگ نیروهایش را روانه جنگ با صدام کرد!”
پس مشکل کجاست؟
بنظر بنده مشکل ما هستیم. یا بهتر بگویم خطاب بنده خودمان بود تا فرقه ای که حال و روزش سالیان است که با دست زدن به تروریسم در کشور به زباله دان سیاسی کشور تبدیل شد و سر از خودفروشی به عراق و عربستان و… در آورد و در ادامه اهداف  ننگین و ارتجاعیش به امام زمان بازی دست زد.  و پاسخ صدای آزادی خواهی و مبارزه با دیکتاتوری درون تشکیلاتی و خود فروشی به اجانب  جریان داخلی را با سرکوب و اعدام داد. پرویز یعقوبی و علی زرکش و مهدی افتخاری از شاخصهای آن، جریان سرکوبهای ۱۳۶۴ را نیز خودت شاهد بودی.
جان مک کین مجاهدین خلق داعش تروریسم
اما چــــــرا ما؟
“*در جهانی که بخش اعظم آن غرق خون و آتش و استثمار و فقر و فلاکت است،
* در جهانی که کاپیتالیسم بی مهار از خون آدمیان طلا استخراج میکند 
*در جهانی که آدمی گاه از انسان بودن خود دچار شرم میشود و به حیوانات غبطه میخورد
*در جهانی که جهانداران هیچ مرزی را در بخاک و خون مالیدن پوزه انسانیت باقی نگذاشته اند 
 * در جهانی که ارتجاع مذهبی ، اسلامی بر چهار راههای شرق با پرچمی که نام محمد و الله بر آن نقش بسته، بنام الله گردن میزند و آدمی میفروشد
 *در جهانی که در سوی دیگرش نیروهای فوق راست و فاشیست در گرمای فقر و بحران اقتصادی چون ماران سرمازده جانی دوباره گرفته و به جنبش آمده اندو بشریت را دوباره به سوی فاشیسم و رنگ و نژاد و زبان هی میکنند…..”
بله چون همه داستان بر سر لاهاف ملا یعنی (به یغما بردن هستی ملتی است). بله میبینی و میبینیم که هیچ چیز باقی نمانده هیچ مرزی هیچ انسانیتی باقی نمانده.
در گذشته گسترش سلطه با هدف کشور و منابع مردم بود و بعضی جانهای مردم حداقل برای استثمار و طلا ساختن از جانشان حفظ میشد. امروزه  شاهدیم که روزانه هزاران کودک و زن و مرد از پیر و جوان چه توسط بمبهای سوپر مادر و چه توسط بمبها و اعمال انتحاری جنایتکاران تروریستی که نام اسلام و بنام الله و … کشتار میکنند تکه تکه میشوند.   
در جهانی که با وقاحت تمام و با افتخار و با در بوق و کرنا کردن و بدبختانه بنام آزادی و دمکراسی و حقوق بشر و آزادی تاریخی زن !!!! و البته با تکیه و سوء استفاده و دادن لیست دزدی خون هزاران مجاهد و مبارزی (تحت نام لیست شهدا) که ۱۸۰۰ درجه عکس این مسیر را رفتند و خواستند و جانشان را بخیال آن فدیه کردند،  جنایتکارترین حامیان این جریان همجون مک کین ها را تبلیغ و ترویج میکنند و حامی آزادی و آزادی خواهی جا میزنند. آیا راه را برای فریب مردممان و هموار کردن همین سناریو ها در کشورمان را باز نمیکنند؟ و البته مهمتر برای خودما نیز بتدریخ این مسیر ذهنا هموار نمیشود؟
آیا همین نیست که یکباره باعث میشود ما نیز تمرین دمکراسی را با راه باز کردن برای کسانیکه همه هستیشان از بغارت بردن هستی و دارایی مردم ایران “هرچند بنام ارث بردن از پدرشان باشد” منجر میشود؟  
اسماعیل عزیز، حرف با ماست،  آیا نباید در مقابل اینگونه اتوبان کردن راه و مسیری که به عراق و سوریه و لیبی و مصر … امروزه ختم شده است موضع گرفت؟ تا اولا در ذهن خودمان این مسیر هموار نشود و بعد هم به جهان و مردم بگوئیم که راه این نیست.
این سکوت و این سر در گریبان کردن خودمان از مجاهد سابق و شورایی سابق و … را چگونه تعبیر و تفسیر میتوان کرد وقتی که در مقابل همین جریان و بطور خاص و روشنتر سیاستمداران فاسد کنونی جهان. مانند ظهور ترامپ در آمریکا و راستهای اروپایی از لوپن در فرانسه و نازیها در آلمان و هلند … فاشیستهایی که تا دیروز انسانها را بعنوان روغن در کوره ها میسوزاندند دم در آورده و مردم عامی و تحت ستم و خسته از فساد و دروغگویی سیاستمتداران حاضر را جذب میکنند تا بقدرت رسیده و همان فاجعه جاری جهانی را در ابعادی دهشتناکتر به پیش ببرند.
اسماعیل عزیز حرف با فرقه رجوی نیست حرف با ماست. حرف با سکوت نکردن است در مقابل این فاجعه جهانی. چرا حالا فرقه رجوی مطرح میشود چون این فرقه از بس ما را بدنبال نخود سیاهِ شناسایی و معرفی  مزدورهای رژیم فرستاده!!!  از بس سوپر چپ نمایی کرده، از بس ما را در محذوریتهای اخلاقی ناشی از سطحی نگریمان به سمت و سوی جهان در عصر حاضر کرده، اجازه نمیدهد که انسانیت و ترقیخواهی مبتی بر حقوق بشر و دمکراسی درونی ما بنفع مردم ایران بروز کند.
اگر ما آن هستیم که ادعا مکنیم و تجربه خودمان و جهان نشان داده که تنها با سازندگی و پیشرف اقتصادی و رفاه اجتماعی مبتی بر فرهنگسازی و آموزش و ارتقاء سطح آگاهی های سیاسی … آزادیهای مدنی بسمت جامعه ایدآل و انسانی رفت و این با جنگ و خونریزی و مرگ بر و نابود باد بر این و آن گفتن نیست.
بلکه اتفاقا در همین اروپای با سطح بالای آگاهی و حقوق بشر و دمکراسی میبینیم که اگر سیاستمداران فاسد باشند و مردم بلحاظ اقتصادی زیر فشار بروند سر از ناکجا آبادهایی در میآورند که به ترامپها و فاشیستهای لوپنی نیز پناه میبرند.
اما پاسخ به کوته بینانی که بی عملی خود و یا همسویی خود را با فرقه رجوی با بیان اینکه اینها عددی نیستند (که درست است و از نظر مردم ایران آنها مرده ای کفن پوسیده بیش نیستند) مخفی میکنند باید گفت:
آیان این ما هستیم که در مجامع بین اللملی حضور داریم؟ این ما هستیم که حرف درست و انسانی را میزنیم و شنونده داریم؟  الان این شما نیستید که جنایتکارترین جناحهای جهانی رویتان سرمایه گذاری کرده و بهره برداری میکنند. بلکه این فرقه رجوی است. الان دوره ای نیست (بطور خاص در ایران) که مستقیم لشکر کشی کنی و بگیری، مگر در عراق توانستند؟ باید بنام یک سری عوامل خودشان اینکار بکنند. بطور خاص که این فرقه از هم پاشیده بطور مطلق هیچ کارآیی عملی سیاسی در ایران ندارد مگر پیاده کردن طرح های استعماری تحت نام آنها با قبولاندن آنها به فضای سیاسی بین اللملی و سپس داخلی (با شروع آن در میان خارجه نشینان همانند بنده و شما)؟ باید چشمها را باز کرد. نباید مشکل و مسئله و وظایف خود را در بررسی فرقه رجوی و اینکه در انقلاب ایدئولژیک چه شد … جستجو نمود. الان آنها خود کاره ای نیستند. بلکه در اجاره سعودیها و … است که معنی پیدا میکنند و….مگر فراموش کرده ایم که در دوره اوباما همین دستگاه اجاره شده توسط نئو کلن ها و عربستان ساز حمله نظامی اسرائیل در همسویی بعضی جناحهای جنایتکار درونی را کوک کرده بودند که اوباما با آن مخالفت کرد. باز از بس ما را دنبال نخود سیاه فرستاده است.  فاجعه نیز همین است.

انتشار اولین شمارۀ مجلۀ ماهانۀ انجمن «یاران ایران» به زبان فرانسه

یاران ایران و پیوند رهایی، بیست و پنجم آوریل ۲۰۱۷
انتشار اولین شمارۀ مجلۀ ماهانۀ انجمن «یاران ایران» به زبان فرانسه
اولین نشریه فرانسوی زبان یاران ایران منتشر شد
اولین شمارۀ مجلۀ ماهانۀ انجمن «یاران ایران» – اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق – به زبان فرانسه به نام «Qui se RessembleS’assemble» (این هم همان است) (تشابه دو فرقۀ رجوی و داعش) در فرانسه و کشورهای دارای جمعیت فرانسوی زبان منتشر شد. این مجله همه ماهه برای شهروندان فرانسوی بویژه مقامات و نمایندگان پارلمان و شخصیتها و جریانها و نهادهای سیاسی و حقوق بشری فرانسه و فرانسوی زبان توزیع و ارسال می شود.
شعار این مجله «سازمان مجاهدین خلق یک فرقۀ جهادیست در استان وال د اوایز» و با هدف کمک به فرانسه ای خالی از خشونت و تروریسم و فرقه گرایی می باشد.
شمارۀ نخست این مجله دارای موضوعات زیر است:
–         پروندۀ حقوق بشری مسعود رجوی (زندان و شکنجه و قتل در تشکیلات فرقۀ رجوی)
–         شورای ملی مقاومت ویترین سازمان مجاهدین خلق.
–         اولین حمله اولین قربانیان (در مورد قربانیان حماقت رجوی در عملیات موسوم به فروغ)
در زیر تصاویر صفحات شمارۀ اول این مجله را می بینید:
نشریه شماره یک یاران ایران در فرانسه منتشر شد
نشریه شماره یک یاران ایران در فرانسه منتشر شد
نشریه شماره یک یاران ایران در فرانسه منتشر شد
***

Montag, 24. April 2017

صدای جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی را به گوش جهانیان برسانید (قسمت اول، دوم و پایانی


بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و چهارم آوریل ۲۰۱۷





سه مقاله از یکی از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی با عنوان الف دال با رده Mجدید که فردی قدیمی در سازمان مجاهدین خلق است به دستمان رسید که هر سه مقاله را عینا در زیر نقل می کنیم:
مقاله اول: پرداخت پول ماهانه پناهندگان
بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و چهارم آوریل ۲۰۱۷:
لینک به منبع
باعرض سلام خدمت مسئولین بنیاد خانواده سحر، مطالبی که در این مقاله میخوانید واقعیت تلخ اما عبرت آموز ما جداشدگان از فرقه رجوی میباشد. صرف نظر از اینکه چه کسی درست میگوید و چه کسی خود شیطان مجسم است، ولی تمامی تلاشم را خواهم نمود تا در سلسله مقالاتی قضاوت واقعی را برعهده خوانندگان بگذارم تا عصیانی براینهمه ستم و باج خواهی این فرقه حتی الان که جدا شده ام و یک شخص حقیقی مستقل میباشم باشد.
مقاله نخست در خصوص فریب کاری فرقه رجوی مبنی بر قبول هزینه ماهانه جدا شدگان است.
من الف دال میباشم. مدت چند ماهی است که از بعد از رهایی از قتلگاه لیبرتی بمحض آمدن به کشور آلبانی بلافاصله از این فرقه جدا شدم. در ابتدای امر آنها مرا به هتلی که خودشان از مدتها قبل روی آن کار کرده بودند معرفی و فرستادند. نام این هتل آلبریا واقع در خیابان الباسان است.
مرا بمدت سه روز در این هتل نگاه داشتند تا اینکه یکی از جدا شدگان متوجه موضوع شد و شبانه با تاکسی مرا به خانه خودش برد. موضوع حالا به این صورت بود، همه اش طرح و برنامه رذیلانه برای درس عبرت دادن به جداشدگان و تحت فشاد قرار دادن هرچه بیشتر از نظر مالی.
هتل را خودشان قرارداد بسته اند که ما برایتان نفر می آوریم. سپس نفر جدا شده از همه جا بی خبر چند شب را در آنجا اقامت میکند. بی خبر از اینکه همان چند شب کلی از پولش بابت پرداخت به هتل را از دست میدهد. سپس اگر خوش شانس باشد یکی از همین جداشدگان دلش را به دریا میزند و شبانه سراغش می آید و موضوع را به فرد میگوید. ولی اگر نبود بعد از سه روز در هتل همان نفر دفتر فرقه زنگ میزند و میگوید ما برایت پیش یکی از جداشده ها خانه گرفتیم و بدین ترتیب با منت گذاری و برای اینکه ظلمی که در همان ابتدا در حق جدا شده کرده اند را بپوشانند راهی خانه و دنیای بیرون میشوی. ای بابا این فرقه چقدر حقوق ما به اصطلاح جدا شده ها را ارج و احترام میگذارد!
موضوع اما باز متاسفانه فاجعه بارتر از این حرفهاست. در معامله و قراردادی که بین خودشان و سازمان ملل و دولت آلبانی امضا نمودند با فریب کاری و دجالگری تمام به آنها تضمین دادند که ما خودمان هزینه هر جداشده را طبق استانداردهای سارمان ملل فراهم میکنیم. هزینه قبلا ۵۰۰ یورو بود با یک دستگاه آپارتمان با امکانات زندگی و رفاه نسبی. بعد از چند ماه که دیدند اوضاع خیلی خراب است و تشکیلات این فرقه هر روز در حال ریزش انسانی و نیرویی است ۵۰۰ یورو را به ۳۳۰ یورو تنزل دادند آپارتمان و امکانات استقرای را هم حذف نمودند.
فرد جدا شده الان با ۳۲۰ یورو باید اجاره خانه را بدهد، هزینه خورد و خوراک یکماه را هم بدهد، دست آخر اگر پولی باقی ماند یک دست پیراهن برای خودش بخرد، چرا که هزینه آب و برق و اینترنت نیز برعهده خود فرد است و این تمام ماجرا نیست، و حالا از این نقطه فقط ملاحظه کنید که چه بر سر جداشدگان در می آوردند آنهم هر ماه.
همه جای دنیا یک روز مانده به آخر ماه هزینه ماهیانه فرد پناهنده را پرداخت میکنند. در این فرقه اما سرماه که هیچ میگذارند سه الی چهار روز از سرماه میگذرد سپس زنگ میزنند میگویند فلان ساعت بیا دفتر وقتی آنجا رفتی فردی به نام عبدالله اول صدایت میکند و سوالات خودش را شروع میکند. فلانی با چه کسی هست؟ خانه فلانی کجاست؟ فلانی با فلانی چه رابطه ای دارد؟ تو آیا مشکلی نداری؟ تو اگر کارکرد خودت را بهتر بکنی ما کمک کارت خواهیم بود و …!
بدین ترتیب زمان پرداخت کمک مالی تبدیل به گزینش انتخاب مزدوری برای آنها میشود. اگر پاسخ مثبت دهی طبیعی است که وسط ماه صدایت خواهند کرد و ابتدا بعنوان کمک هزینه به تو پرداخت میکنند. اگر هم که در همان اولین جلسه توی دهنشان بزنی در ماه بعد حالت را خواهند گرفت، و تو آخرین نفری خواهی بود که پولت را دریافت خواهی نمود. آری حقایقی که به دلیل گرو گرفتن نیاز مالی نفرات کمتر کسی حاضر به بیان آنها میباشد، یا اگر هم گفته میشود از طریق غیر مستقیم تا کمک مالی ماهانه اش آسیبی نبیند.
ولی تف به این زندگی، تف به این روزگاری که برایمان تبدیل به جهنم نموده اند، بدون شک هر انسان آزاده ای روزی براین زورگویی این باند مافیائی شورش خواهد نمود، چراکه ابعاد کار و نیرنگ کثیفی که برعلیه ما اعمال نموده اند تنها به اینجا ختم نمی شود و پهنه گسترده تری دارد که ذیلا چند نمونه را برایتان بازگو مینمایم.
با اعمال این ترفند کثیف، اولین نمود بیرونی آن تفرقه اندازی بین جدا شدگان، تولید خبرچین بین جداشدگان، گرفتن قدرت انتخاب از فرد و از همه مهمتر جلوگیری از اتحاد و شکل گیری هرگونه تشکلی که مخالف این فرقه در بیرون میباشد است. این بالاترین خیانتی است که در حق ما قبل از بحث مالی در حال حاضر اعمال میکنند. همان بحثی که تا روزی که در آن فرقه هستی از قبل تو نانش را میخورند، همان بحث جمع، همان بحثی که هر گاه فرد طغیان می کرد به میان جمع میکشانندش و میگفتند جمع معجزه میکند، همان بحث جمعی که هرگاه زبان اعتراض بلند میکردی با فحش و ناسزا میگفتند این موضوع را جمعی بکن، سیاسی بکن، ببین دیگر چه میماند.
حالا دست برقضا روزگار را ببین که این فرقه تا چه حد حتی از تشکیل یک تشکل دونفره ترس و وحشت دارد. واقعیت اینست که اساس این فرقه بر جهل و دروغ و تفرقه افکنی بنا شده است. دروغ مجسم.
ادامه دارد……………
الف – دال 
تیرانا – آلبانی
صدای جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی را به گوش جهانیان برسانید (قسمت دوم)
مقاله دوم: پرداخت پول ماهانه پناهندگان
در قسمت اول مقاله جهت اطلاع خوانندگان نحوه به زنجیر کشیدن اعضای جدا شده را به عرض رساندم. در این قسمت اما نمی دانم بگویم متاسفانه یا خوشبختانه خبر جدیدی را دوستانم به من رساندند که میخواهم در قسمت دوم این مقاله به عرض شما برسانم.
با آمدن به آلبانی و رو شدن فریبکاریها و دجالگریهای فرقه رجوی، هرروز که میگذرد موج معترضین و جداشدگان بیشتر و بیشتر میشود تا جاییکه مریم رجوی بعد از تعطیلات نوروزی مجبور به زمین گیر شدن در آلبانی شده و از کاخ اورسورواز خود جدا گردیده و به ناچار در دهکده فرقه در تیرانا اقامت گزیده است، شاید که با حضور خود مانع خروج روزمره نوامیس ایدئولوژیک و گوهران بی بدلیل مسعود رجوی گردد.
در همین خصوص در سلسله اقدامات ادامه دار باج گیری این فرقه از اعضای ناراضی و جدا شده مستقر در آلبانی، در یک اقدام زشت و بغایت ضدانسانی دیگر به اعضایی که جدیدا جدا میشوند گفته اند که حقوق ماهانه شما ۲۲۰ یورو در ماه میباشد و طی یک هفته اخیر همین مبلغ را پرداخت نموده اند و این سناریو را از سال گذشته یعنی ۵۰۰ یورو به ۳۳۰ یورو و اکنون به ۲۲۰ یورو کاهش دادند بدین صورت راه را برای گسترش این زورگویی آشکار به روی سایر جدا شدگان سابق نیز باز و هموار نموده اند. در همین راستا درخواست از خوانندگان گرامی اینست که زبان اعتراض بگشایید و ندای ما جداشدگان را به گوش جوامع حقوق بشری جهان برسانید.
این موضوع به همین جا هم ختم نمی شود و توجه شما را به موضوع دیگری که در خلال نوشتن مقاله اتفاق افتاد جلب مینمایم.
همین دیروز مجددا یکی از جداشدگان را در همان محلی که اسمش دفتر است و محل باج خواهی این فرقه است، فردی که آنرا اداره میکند و خط و خطوط کثیف این فرقه را اعلام و به نفرات ابلاغ میکند فردیست بنام عبداله تهرانچی – یکی از جداشدگان را صدا نمودند و به او با فحاشی و اهانت گفته اند که تو رفته ای با ایران همکاری کردی لذا از این لحظه به بعد دیگرما با تو رابطه ای نداریم و پول ماهیانه تو را هم قطع میکنیم. او در پاسخ به این حق خوری و زورگویی آشکار اعتراض کرده و بیان نموده است که مدرک و سند شما مبنی بر این کارتان چیست و یا مگرشما میتوانید جلوی نفرات جدا شده را بگیرید که با چه کسی قدم بزند یا با چه کسی راه نرود در ثانی مدرکتان چیست؟ که مجددا توهین نموده و به او گفته اند که ما فقط به تو ابلاغ میکنیم و دیگر کاری و رابطه ای با تو نداریم.
آری این است واقعیت تلخ ما جداشدگان در این کشور غریب. یادم هست که یکی از حرفها و تکیه کلام همان مریم رجوی این بود که به نفرات میگفت دنیا خبر دار نشد که بر ما چه گذشت. آیا بحق و بجا نیست که همین گفته خودش را جلوی رویش بگذاریم و به او بگوییم دنیا هم خبر دار نشد که شما فرقه جهنمی در آلبانی چه ظلم و ستمی که در حق ما روا نکردید. معذالک خوانندگان عزیز میخواهم بگویم که سالیان بر ما ستم رفت تنها و تنها شما بی طرفانه شاهد باشید که ما فقط بعد از نمایان و عریان شدن فریبکاری های این فرقه تنها و تنها بدنبال زندگی مطلوب خود بوده و هستیم ولی چنگالهای این فرقه همچنان بر پیکر تک تک ما فرو رفته است.
بی گمان تا آنجا که مقدور ما باشد ما نیز در صدد برخاستن و بلند نمودن صدای اعتراض خود خواهیم بود ولو در یک اجتماع کوچک و اندک ولی مطمئن باشید همگیمان دست در دست هم شورش و طغیان خواهیم نمود.
ادامه دارد……………
الف – دال 
تیرانا – آلبانی
صدای جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی را به گوش جهانیان برسانید (قسمت سوم)
مقاله سوم: صدا زدنهای روتین مرکز باج خواهی فرقه رجوی
این مرکز با موج فزاینده جداشدگان براه افتاده و در منطقه ای بنام کشار واقع در مجموعه آپارتمانی مسکونی از شهروندان آلبانیائی تشکیل شده است. این مرکز شامل سه اتاق، اول محل به اصطلاح پذیرش است که فرد وارد میشود و تا یک حتی دو ساعت آنجا معطل می ماند و با پخش مراسم آن فرقه و اخبار جعلی و دروغ سعی در به یاد آوردن گذشته در درون فرد را میکنند و بدین ترتیب هم شکنجه روانی میدهند و هم زیر نظر دارند که آیا فرد توجهی به پخش برنامه ها میکند یا خیر تا بدین ترتیب تحلیل خود را از نزدیک به روی فرد داشته باشند.
اتاق دوم مربوط به پرداخت حق پناهندگی جداشدگان میباشد که به ناحق در دستان این حق خوران افتاده است. اتاق سوم اما اتاق محل تطمیع و تهدید اعضای جداشده است که همان فرد یعنی عبداله تهرانچی صحنه گردان آن میباشد در حالیکه این کارشان هم بلحاظ قانونی جرم محسوب شده و میتوان اعتراض و شکایت رسمی به یک ارگان بین المللی نمود ولی بدلیل در گرو نگه داشتن هزینه ماهانه افراد کسی حاضر به اینکار نمیشود.
به طور خاص در این اتاق سوم در ساعات غیراداری هم نفرات نفوذی خودشان را صدا میکنند و هم آخرین اطلاعات جداشدگان را از فرد خودشان میگیرند و هم آخرین توجیهات و خطوط جدید را برای اعمال فشار بیشتر بر روی افراد جدا شده به عمل آورده و فرد خودشان را توجیه و در آخر هم حق مزدوری و فروختن جداشدگان به این فرقه را به فرد جدا شده پرداخت می نمایند.
بطور خاص در این هفته چندین تن از نفرات جدا شده که اتفاقا هیچ ربطی به یکدیگر ندارند را صدا زده و به آنها ابلاغ نموده اند که دیگر به شما هزینه ماهانه نخواهیم داد و به اینجا مراجعه نکنید.
من از بیان اسامی خودداری میکنم چون نمی خواهم دوستان خودم را روی آنتن ببرم ولی میخواهم دراین مقاله که قسمت سوم است شما را به موضوع جالبی توجه دهم تا عمق کینه و البته وحشت این فرقه از ما جداشدگان بیشتر برایتان روشن گردد.
دقیقا بعد از حدود یکماه یکی از نفرات با یکی از شهروندان آلبانیایی ازدواج نمود و عکس و فیلم مراسم ازدواجش را هم در فیس بوک قرار داد. بعد از چند روز او را به همین دفتر صدا نمودند و گفته اند تو با ایران همکاری داری بهمین خاطر هزینه ماهانه ترا دیگر نمی دهیم.
بی گمان برای همگان روشن است که از کجای قضیه در حال سوختن میباشند. آری نفری که هنوز یکماه بیشتر نیست که آزاد شده و پا به دنیای بیرون نهاده است برخلاف اراجیف آنها که مستمر به نفرات داخل تشکیلات دروغ میگویند و آماج لجن پراکنی قرار میدهند که جداشدگان بدبخت و فاسد شده اند، معتاد و بی خانمان شده اند، آری وقتی چنین سنت شکنی و تودهنی محکمی آنهم از طرف جداشده ای که هنوز یکماه نیست که بیرون آمده نوش جان و دریافت میکنند، بله اینچنین بغض و کینه حیوانی خود را بر سر این فرد تخلیه میکنند و بر همگان مخصوصا افراد جدا شده پر واضح است که آنها چقدر به خود پیچیده و در خود میسوزند.
الف – دال 
تیرانا – آلبانی
(پایان)

مغازه ای سه نبش به اسم شهدا!!!ا

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، بیست و چهارم آوریل ۲۰۱۷
مغازه ای سه نبش به اسم شهدا!!!
محمد کرمی
محمد کرمی
 فرقۀ رجوی سالها است که مغازه ای چند نبشه به اسم شهدا باز کرده است. به معنای واقعی اگر این مسأله را بخواهیم کنکاش کنیم فرقۀ رجوی خونخوارترین و کثیف ترین گروه روی زمین است. از یک سو به عمد اعضای خود را به کشتن می داد که فقط عرض اندام کنند و بگویند اینها وجود خارجی دارند. از سوئی دیگر اعضای معترض ومخالف خود را به شکل های مختلف به قتل می رساند یا به کشتن عمدی می داد که از شر انها خلاص شود و بعد هم از خونشان استفاده می کرد. به عنوان نمونه در عملیات موسوم به فروغ جاودان و عملیات های راهگشائی در چندین مرحله بخصوص بعد از ۱۳۷۲ عملیات های راهگشائی که اجرا می کردند موقع برگشت تیم های عملیاتی مسیر برگشت نفرات را به عمد بدون کد می گفتند که در نتیجه نفرات اکثرا در موقع برگشت کشته شدند. به کشتن دادن افراد بعد از سقوط صدام به بهانه عدم ترک قرارگاه اشرف سابق هم این فرقه را در واقع به عنوان بی هویت ترین وبی پرنسیب ترین گروه یا فرقه در جهان نشان داد.
برای تکمیل کتاب شهدا و هرچه قطورتر کردن آن، اسامی شهدای گروه های سیاسی دیگری را مانند حزب دموکرات، کومله ،حزب توده، فدائی ها و دیگر جریان های مارکسیستی و نیز جریانهای مذهبی مانند گروههای طرفدار دکتر شریعتی که بخاطر اهداف و عقاید خودشان کشته شدند بدون اجازه این سازمان ها واحزاب و یا جریانها دزدیده و در این کتاب درج کرده اند ولی با کمال بی شرمی همۀ آنها را موقع صحبت از این کتاب یا لیست شهدا و یا تقدیم آن به فلان شخصیت برای جلب حمایت او به عنوان شهدای مجاهدین خلق که «اعدام شده اند» معرفی می کنند!! در حالی که بسیاری از آنان کشته شده های عملیاتهای جنگی احمقانه و دیوانه وار و رودرروی خود فرقۀ رجوی می باشند. عامل اصلی تمام این خون های ریخته شده شخص مسعود رجوی است و از سال ۱۳۶۴ به این سو نفر بعد از او یعنی مریم قجر عضدانلو می باشد که باید روزی به خاطر این خون های به ناحق ریخته شده محاکمه شوند.
موضوع اصلی که در اینجا می خواهم بحث آن را باز کنم در رابطه با این کتاب یا لیست شهدا است که مسعود رجوی وقتی در سال ۱۳۶۵ به عراق رفت برای اولین بار این لیست را تقدیم صدام حسین پدر معنوی خود کرد. بعدا که به زیارت کربلا رفت به همراه مریم قجر عضدانلو این لیست به اصطلاح شهدا را تقدیم امام حسین کرد. پس از آن هم وقتی به زیارت سرداب امام زمان رفت این لیست را به آنجا تقدیم کرد . سپس آن را در زیارت کاظمین تسلیم آن دو امام نمود…. به هر حال تا زمانی که عراق بودند هر سال این لیست قربانیان سیاستهای خودشان را به حرم یکی از امام ها تقدیم می کردند.
اما از سال ۱۳۸۲ به بعد یعنی بعد از سقوط پدر مادی و معنوی شان صدام حسین خط امام بازی آنها تمام شد و شروع کردند به تقدیم این لیست قربانیان به امامان جدید خود یا به قول مسعود رجوی به «صاحبخانۀ جدید» شان یعنی سیاست بازان امریکائی و اروپائی.
زمانی که مسعود رجوی کتاب لیست شهدا را به امام حسین می داد صحبتی داشت با این مضمون: «ای سرور شهیدان این لیست به شما تعلق دارد، شما در این راه سرمشق ما بودی و بسیاری با یک ستاره مشخص شده اند و… حالا من ومریم آن را آوردیم به شما تقدیم می کنیم». ولی اکنون در سال ۱۳۹۶ مریم قجر عضدانلو بدون حضور مسعود رجوی با همان مضمون همان لیست شهدا را به سناتور جنگ طلب یعنی جان مکین تقدیم می کند سناتوری که در جنگ ویتنام هزاران نفر را با بمب کشت. همین سناتور جنگ طلب که دستانش به خون آلوده است در جریان یک سخنرانی در آوریل ۲۰۰۷ در یک جلسه پرسش و پاسخ در ایالت کارولینای جنوبی شروع به خواندن آواز کرد: «به روی ایران بمب ،بمب، بمب، بمب بریزیم»!!. در واقع ذلت و خواری فرقۀ رجوی به جایی رسیده که اکنون برای سرپا ماندنش از این مغازه سه نبش کتاب لیست شهدا برای التماس درخواست به درگاه هر جنایتکاری استفاده می کند و کاری ندارد که یک بار سی سال پیش آن را تقدیم به امام حسین کرده و متعلق به او دانسته است، زیرا همان شوی مسخره نیز تنها برای جلب نیرو و فریب افراد سادۀ مذهبی و کشاندنشان به عراق بود. عکس های زیر مشتی از خروار استفاده از این دکان چند نبشه است:
ببینید چگونه از نام و عکس این کشته شده ها و قربانیان حماقتهای خودشان بهره برداری می کنند؟!
کتاب لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایران دکان مریم رجوی مسعود رجوی فرقه تروریستی رجوی
خون ما در هم گره خورده است . امنیت شما ، امنیت ما است و سرنوشتمان باهم گره خورده است در این راه از هیچ کاری کوتاهی نخواهیم کرد. قسمتی از صحبت مسعود رجوی در ملاقات با صدام ۱۳۷۰ بعد هم همین مجاهدین به ارتش امریکا محل اختفا او را لو دادند .
کتاب لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایران دکان مریم رجوی مسعود رجوی فرقه تروریستی رجوی
سقف اعظم فنلاند یوکا یارما
کتاب لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایران دکان مریم رجوی مسعود رجوی فرقه تروریستی رجوی
اسقف بریتانیا جان پریچاردی – ادرین نیومن
کتاب لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایران دکان مریم رجوی مسعود رجوی فرقه تروریستی رجوی
سنای فرانسه
کتاب لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایران دکان مریم رجوی مسعود رجوی فرقه تروریستی رجوی
محمود عباس
کتاب لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایران دکان مریم رجوی مسعود رجوی فرقه تروریستی رجوی
نماینده سابق پارلمان انگلیس
کتاب لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایران دکان مریم رجوی مسعود رجوی فرقه تروریستی رجوی
گروه دست ساز فرقه رچوی . ژرارد دپره رئیس گروه دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا
کتاب لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایران دکان مریم رجوی مسعود رجوی فرقه تروریستی رجوی
شهردار شهر لوپن
کتاب لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایران دکان مریم رجوی مسعود رجوی فرقه تروریستی رجوی
سناتور جان مکین : به روی ایران بمب بمب بمب بمب بریزیم.
محمد کرمی yoanyoldash@yahoo.com
***