Sonntag, 28. August 2016

نامه سر گشاده به مسعود رجوی (شماره۳ ) – نشست های غسل هفتگی برای سرنگونی؟

علیرضا نصراللهی، یاران ایران، پاریس، بیست و هشتم اوت ۲۰۱۶
نامه سر گشاده به مسعود رجوی (شماره۳ )
شروع نشستهای غسل هفتگی به دستور شخص مسعود رچوی برای سرنگونی رژیم ایران
غسل هفتگی یعنی چی؟
علیرضا نصراللهیمسعود رجوی در جنبندی سازمان مجاهدین به این نتیجه رسیده بود که چگونه میتوان فهمید در ذهن این آدمها در رابطه با افکار جنسی چی می گذرد.چون به خودی ،خود که این آدمها در این رابطه با عنصر جنسی (سکس )با کسی حرفی نمی زنند شاید یک در هزار در شرایطی قرار بگیرند و در یک لحظه فکر کنند که دارند به رهبری این سازمان خیانت می کنند و حرف دلشان را در این مورد بازگو کنند که این یعنی همان چیزی که مسعود رجوی می خواست.
نشست غسل به این شکل بگذار می شد که هفته ای یکبار در روز جمعه آدمها به تناسب سن و رده در کلاس های گوناگون جمع می شدند و فاکت های جنسیت خود را در برابر برادر مسئول میخواندند مثلا(من دیروز وقتی داشتم اخبارCCN را نگاه میکردم وقتی مجری زن را دیدم لحظه جیم داشتم حالا چرا می گفتیم جیم به خاطر اینکه حرمت نشست را نگهداریم وگر نه باید می گفتیم لحظه سکس داشتم)البته مسعود رجوی به دونبال این فاکت ها نبود بلکه می خواست بفهمه در،درون این تشکیلات چه خبره نه اینکه من و یا هر کس دیگه در قدیم و یا اخبار به چه چیزهایی فکر می کنیم به نظر من چون در درون تشکیلات بین برادرها و خواهرها اتفاقاتی از این قبیل جنس افتاده بود و یا به قول خیلی از دوستان جداشده حتی در بعضی از موارد کار به حامله شدن فرد هم رسیده بود.برای همین گفت همه فاکت های جنسی خودتان را روزانه بنویسید تا یادتان نرود مثلا من خوب یادم هست تعدادی از بچه ها یک دفتر کوچک در جیب شان داشتند و هر جا می رسیدن آن را در میاوردن و شروع میکردن به نوشتن همه کسانی که آنجا بودنند می فهمیدند داره فاک جیم می نویسد.البته این آدمها که کم هم نبودن فقط برای اینکه مسعود رجوی گفته بود شیرجه بزنید در غسل برای خودنمایی اینکار رو میکردنند.
مسعود رجوی هوش بسیار بالای داره و در سخن وری بسیار جذاب،چنان از کلمات قشنگ استفاده می کند که هر کسی را مجذوب خودش می کند و آدمها را از خود بی خود می کند!
البته در همین نشستهای غسل خیلی ها تضاد و مشکل داشتند ولی چاره ای نداشتند باید اینکار رو میکردند وگر نه به یک برادر رده بالا دستور می دانند که بیاید باهات حرف بزنه تا تضاد تو رو حل کند که اون نفر آنقدر باهات حرف میزد تا کلافه بشی و خودت بگی بابا اشتباه کردم حق با شماست.
درون این سازمان دنیا و زندگی معنی نداشت هر چی بود سیاهی و دستور و اجرا بود شما حساب کنید سالها باید در یک جایی باشید که همه ساعات آن با هم هیچ فرقی نداره،والا زندان بهتر از این سازمان بود حداقلً در زندان افکارت مال خودت هست و کسی نیست که بهت بگه فکرت را هم بده به من؟
اگر شما تاریخ را ورق بزنید،در هیچ زمانی به چنین سازمانی برخورد نخواهید کرد،و علت آن هم این هست چون مسعود رجوی با وقت آزادی که در اختیار داشته همه انقلابات قدیم را مورد برسی قرار داده و از هر گروه و یا سازمان گلچین کرده و سر گل آنرا به سازمان مجاهدین وصل کرده،و نتیجه آن را هم دیدیم،به خدا قسم اگه جرج بوش به عراق حمله نمی کرد هیچکس نمیتوانست از این سازمان بیرون بیاید چون دیکتاروری به نام صدام حسین پشت رجوی بود.البته باید گفت هم صدام و هم رجوی به هم نیاز داشتند چون اگه بدانید در زمان جنگ خلیج اگه مجاهدین نبودن سقوط صدام صد در صد بود و این سازمان مجاهدین بود که به خاطر بقای خودش مجبور شد که دست به کردکشی بزند و هم خودش را از این مرحله نجات دهد و هم صدام را پشتیبانی کند.
آقای رجوی به نظر من اگه شما دست از این دیکتاتوری برمی داشتید و نیروهای خودتان را آزاد می گذاشتید،به خدا اگه حتیً یک نفر از آنها از شما جدا می شد ولی افسوس که سنگ بنای ادامه سازمان مجاهدین را بعد از رفتن به زندان کج گذاشتید.بنیانگذاران این سازمان اگه می فهمیدند که در آینده،تو این سازمان را به این نقطه میرسانی هیچ وقت این سازمان را بنا نمی کردنند.
اگر در قسمت قبلی اگه به خاطر داشته باشید بند عرض کردم به خاطر هزار و یک دلیل درخواست یک تماس تلفن کرده بود و درجواب بهم گفتند که به خاطر امنیت نمی توانیم به داخل ( ایران) زنگ بزنیم وبعد از مدتی من درخواست تماس تلفن به اروپا را کردم که باز هم در این مورد جوابی بهم داده نشد و من دیگه در این مورد چیزی نگفتم.و بعد در سال ۱۳۸۰ نامه ای نوشتم و سازمان بهم گفت نامه را برایم از اروپا ارسال میکنه به ایران،
در سال ۱۳۸۳ یک روز بعدظهر وقتی داشتم آماده می شدم برم ورزش خواهر مریم حسن زاده مرا صدا زد و بهم گفت بیا دفتر من باهات کار دارم، وقتی وارد دفترش شدم بعد از کمی صحبت بهم گفت نامه داری داشتم شاخ در میاوردم نامه از چه کسی بهم گفت از خانواده ات؟خلاصه پاکت های باز شده را بهم داد و بهم گفت همین جا میتونی بخونی و بعد منو تنها گذاشت اولین نامه،را که باز کردم خط مادرم را شناختم اشک بهم مهلت نمیداد که بتونم نامه را بخوانم هر چی سعی کردم جلوی خودم را بگیرم نشد که نشد بعد از سالها داشتم از خانواده ام خبری میگرفتم وقتی به تاریخ نامه ها نگاه کردم دیدم مادرم نوشته ۱۳۸۱،یعنی دوسال بعد،این نامه رو بهم دادند چون من نامه هایم را در سال ۱۳۸۰ فرستادم و بعد از یک سال نامه من بدست خانواده ام رسیده و آنها بلافاصه در سال ۱۳۸۱برایم جواب فرستادند و آنها دو سال بعد این نامه ها را بهم دادند حالا چی شده بود که اینکار رو کردنند خدا میداند و بس،معمولا از این کارها نمی کنند.من هرگز مسعود رجوی را نخواهم ببخشید چون اون باعث شد که من هرگز مادرم را نبینم مادری که چشم انتظار فرزندش بود و مسعود رجوی این آرزوی این مادر،را برای همیشه در دلش گذاشت خدا ازت نگذرد.
بعد از گرفتن نامه ها بهم گفتند در این مورد به کسی چیزی نگو چون اگه بقیه بچه ها بفهمند آنها هم میخواهند نامه بنویسند و چون ما در مرحله سین،آ (سرنگونی رژیم) هستیم تمام وقت ما را خواهد گرفت.آخه تو رو خدا نگاه کنید بهم داره چی میگه دروغ،دروغ،دروغ چون ما زمان کوتاهی داریم و امسال رژیم سرنگون هست با نوشتن چند نامه شما باعث میشید رژیم سرنگون نشه!!!!
مدتی گذشت یک شب آخر وفت داشتم میرفتم که بخوابم برادر ارشد قرارگاه ما جواد کاشانی منو صدا زد و بهم گفت فردا صبح قراره باهم جایی بریم برای همین بعد از صبحانه حاضر باش که بریم،من هر چی اصرار کردم موضوع چیه بهم نگفت ولی میدونستم کار مهمی هست که الان بهم نگفت،فردای آن شب من به همراه برادر جواد سوار ماشین شدیم و رفتیم به سمت خانه های اسکان قدیم،اسکان قدیم جای بوده که مجاهدین قبل از سال ۱۳۶۸ یعنی قبل از انقلاب ایدئولوژیک سازمان زن و شوهرها هفته ای یک بار شب را در کنار هم بودن،ولی بعد از بحث طلاق،از آن خانه ها برای کار های دیگری استفاده می شد، مثل ضد جاسوسی و….وقتی به محل رسیدیم پیاده شدیم و رفتیم به سمت یکی از همین خانه ها،دیدم خواهری درب را باز کرد و بعد از کمی احوال پرسی بهم گفت:شماره تلفنی داری برای تماس!!! باور کنید من خشک شدم ترس همه وجودم را گرفته بود بعد از این همه سال یعنی میخوام صدای پدر و مادر را بشنوم شما اگه جای من بودید چه حالی بهتون دست میداد،ولی من متاسفاًنه همه شماره ها از ذهنم پاک شده بود برای همین گفتم نه من هیچ شماره ای ندارم بعد خواهر مورد نظر بهم گفت اشکالی نداره ما شماره داریم بعد دیدم یه شماره برایم گرفت و گوشی را داد بهم از آن طرف خط صدای عمه ام را شناختم ولی راستش اصلا دوست نداشتم با آنها حرف بزنم چون همین اینها بودن که برای اینکه خود شیرینی کنند منو آوردن به این سازمان ولی آنجا نمیتونستم حرفی بزنم بعد از کمی احوال پرسی شروع کرد از مریم و مسعود تعریف کردن،منهم از این طرف تایید میکردم البته باید بگم اینها در انگلیس زندگی میکنند و بعد بهم گفت پدرت منتظرت هست که باهات حرف بزنه این جمله را خیلی دوست داشتم پدرم،بهش گفتم مگه بابا آونجاست بهم گفت:اره لندن هست بعد بهم شماره را داد و خداحافظی کردم.و شماره را دادم به همون خواهر ،با شنیدن صدای پدرم نا خداگاه اشک در چشمانم حلقه زد و نتونستم خودم رو کنترل کنم و با صدای لرزان باهاش صحبت کردم.
این داستان تلخ ولی واقعیً ادامه دارد.
علیرضا نصراللًهی انجمن یاران ایران
پاریس
***

خبر مرگ رجوی و گزینه های روبرو

 2016 محمد ب، وبلاگ باند رجوی، بیست و هشتم اوت 
خبر مرگ رجوی و گزینه های روبرو
پس از گذشت چند ماه از اعلام مرگ مسعود رجوی توسط ترکی فیصل رئیس سابق دستگاه اطلاعاتی عربستان سعودی، هنوزسازمان مجاهدین نسبت به این رویداد مهمی که در ارتباط با رهبری آن صورت گرفته است هیچ موضعگیری رسمی نکرده است. البته از سازمانی که راجع به کوچکترین حرفها پیرامون خود حتی از بی ارزش ترین افراد، موضعگیری آنچنانی می کنید، بسیار عجیب است. اما با بررسی جوانب قضیه و عمق موضوع می توان این عدم واکنش سازمان مجاهدین را باز شناخت.
ابتدا بپردازیم به اینکه آیا واقعا مسعود رجوی مرده است؟ دو گزینه برای این سئوال در نظر می گیریم. گزینه اول اینکه واقعا مسعود رجوی مرده است و گزینه دوم اینکه این یک حرکت ضد اطلاعاتی بوده و برای بدر بردن مسعود رجوی از عراق این تصمیم گرفته شده است.
گزینه اول: مرگ مسعود رجوی واقعی است. اگر مرگ مسعود رجوی واقعی باشد سازمان مجاهدین منتظر است که همه نیروها به آلبانی منتقل شوند و این خبر توسط خود مریم یا بصورت حضوری و یابصورت کال کنفرانس به آنها اعلام شود. در این صورت هم خبر بصورت مستقیم به آنها گفته شده و هم اینکه فروپاشی تشکیلات که قطعا بعد از مرگ رجوی و حضور افراددر یک کشور اروپایی اجتناب ناپذیر است، نه در عراق که به سمت رژیم کشیده شوند بلکه در اروپاست که قابل کنترل تر است.
انتقال افراد به خارج از عراق را نیز که مرز سرخ مسعود رجوی بوده است می توان در این دستگاه بررسی کرد که با نبود او سازمان تصمیم گرفته است که افراد به خارج از عراق منتقل شوند.
گزینه دوم: رجوی نمرده است بلکه این اعلام یک حرکت ضد اطلاعاتی است که توجه ها به او در عراق کمتر شود تا بتواند به خارج از عراق منتقل شود. به نظر من این گزینه، واقعی تر است. اگر به بیان ترکی فیصل در این زمینه توجه کنیم او یک بار این جمله را گفت و از آنجایی که میان همهمه جمعیت بود و می خواست مطمئن شود که همه افراد شنیده باشند دوباره آنرا تکرار کرد. چه اصراری هست که همه بخصوص دوربین ها این حرف رابشنوند؟ با این حرکت توجه افکار عمومی و بخصوص رژیم از عراق و خروجی لیبرتی کمتر می شود و دهمه در حال تحلیل و تفسیر صحت و سقم مرگ رجوی هستند و در این میان رجوی از عراق بدر برده می شود. محافظین مسعود رجوی و کسانی که محافظ شخصی او بوده اند از جمله علیرضا صدر و محسن سیاهکلا طی روزهای اخیر از عراق منتقل شدند. سئوال این است آیا مسعود رجوی نیز در میان همین افراد نبوده است؟
در هر صورت طی روزهای آینده و زمانی که همه افراد به آلبانی منتقل شدند زمانی است که همه واقعیت ها رو خواهد شد.
***

Donnerstag, 25. August 2016

قابل توجه مزدوران و وطن روشان فرقه رجوی (2

مدت زمانیست که فرقه رجوی خوش رقصی و دم تکان دادن برای وهابیون عربستان را علنی کرده و در سیمای باصطلاح مقاومتشان که بیشتر به سیمای مشتی آدم وطن فروش  شباهت پیدا کرده،  و همینطور در سایتهای رسمی و پوششی خود با کوشش بسیار سعی بر تطهیر و توجیه جنایتهای آل سعود در منطقه و بخصوص در یمن و سوریه پرداخته و میپردازد.
بعد از پوچ در آمدن تمامی تحلیلهای این فرقه در عراق و شکست و به بن بست رسیدن تحلیلها و معادلاتشان در عرصه نظامی ،بنظر میرسد در سیاستها و خط مشی خود در معادلات منطقه ای نیز دچار ورشکستگی شده اند و در عر صه سیاسی نیز با حمایتهای خود از جنایتهای دولت عربستان و گروهای تروریستی دست ساز آل سعود ،همچون داعش در منطقه نه تنها در عرصه بین المللی بلکه در نزد افکار عمومی وهموطنان ایرانی چه در داخل و چه در خارج از ایران نیزبیش از بیش مورد تنفر و انزجار قرار گرفته اند.
  مریم رجوی در ابتدای شکل گیری داعش و آغاز جنایاتشان در عراق از آنها تحت عنوان مردمان و عشائرانقلابی یاد و تجلیل کرد.بعد از آنکه داعش موفق به اشغال بخشهای وسیعی از خاک سوریه و عراق شد،خوش رقصی های این فرقه برای عربستان نیز علنی ترشد.
در ابتدای شروع جنگ داخلی در سوریه ،دولتهایی نظیر عربستان ،قطر و ترکیه این تصور را داشتند که عمر دولت بشار اسد نمیتواند به بالاتر از یک و یا دوسال برسد. کشورهای مذکور و امریکا در ابتدا بشدت و بطور علنی و بدفعات مخالفت خود را با حضور نمایندگان دولت بشار اسد و همینطور ایران به عنوان یکی از طرفهای در گیر در این مناقشه را در مذاکرات صلح اعلام کرده و میکردند.
چندین نشست در سطح بین المللی و با حظور کشورهای ترکیه ،قطر ،عربستان ،امریکا ،روسیه و چند کشور اروپایی دیگر از جمله آلمان و همینطور نمایندگان گروههای نظامی در گیر با دولت سوریه در کشورهای مختلف برگزار شد.اما هیچ کدام به سرانجامی نرسید و این در حالی بود که بارها بان کی مون دبیر کل سازمان ملل و همینطور کشورهای با نفودی چون آلمان و روسیه بر ضرورت حضور ایران درمذاکرات صلح تاکید کرده و میکردند.
در آنزمان نیز فرقه رجوی که کاری جز تکرار و کپی تبلیغات ضد ایرانی وهابیون عربستان و بازتاب آن در سایتهای مجازی و تصویری خود نداشت ،بنظر از وضعیت موجود رضایت داشته  وبه بازی گرفته نشدن ایران در معادلات منطقه ای را دستگاههای تبلیغاتی نیروههای ائتلاف به رهبری عربستان و فرقه رجوی جشن میگرفتند.
اما کم کم قدرتهای جهانی از روی اجبار و از سر استیصال در یافتن یک راه حل اساسی برای بحران سوریه،نه تنها به حضور ایران تن داده و از مواضع قبلی خود عقب نشینی کردند ،بلکه به درخواست ایران با حضور نمایندگان دولت بشار اسد نیز در فرایند مذاکرات صلح موافقت کردند.
اما گویا چرخیدن معادلات منطقه بر خلاف آنچه دولت عربستان و فرقه رجوی تصور میکردند همچنان ادامه دارد.
سایت بی بی سی در تحلیلی تحت عنوان چرخش ترکیه در سوریه و نادیده گرفتن عربستان،از توافق پشت پرده ای میان ترکیه و امریکا از سویی وایران و روسیه از سوی دیگربر سر آینده سوریه پرده برداشت ،توافقی که در آن نشانی از دولت عربستان در آن به چشم نمیخورد.
بر اساس این توافق بشار اسد تا سال آینده که موعد انتخابات ریاست جمهوری در کشورش سر برسد،بر سر قدرت خواهد ماند و پس از آن ،دیگر در انتخابات نامزد نخواهد شد تا راه برای تشکیل حکومت ودولتی که مورد توافق ایران ،امریکا،روسیه وترکیه باشد باز شود.
اما نه تنها ترکیه بلکه بنظر میرسد ،قطر نیز که در این سالیان متحد نزدیک عربستان در مناقشه سوریه بوده است نیز در حال چرخش است.سخنان اخیر وزیر خارجه قطر آقای محمدآل ثانی که بر ضرورت پایان هر چه سریعتر جنگ در سوریه تاکید و پافشاری کرده است،از دید تحلیگران عرب موضعگیری در برابرعربستانی است که بر حمایت از نیروهای مسلح در سوریه تا غلبه کامل آنها بر نظام حاکم اصرار میورزند.
خشم سیاستمداران سعودی از تغییرات اخیر را میتوان از مقاله ای تحت عنوان هم پیمانی "ملا،تزار،سلطان وجلاد" در روزنامه الشرق الاوسط بوضوح و روشنی دید.
بهر حال بنظر میرسد نحوست فرقه رجوی بعد از صدام حسین حالا گریبان سعودیها را گرفته است.با از بین رفتن داعش در عراق و سوریه ،که تنها برگ برنده عربستان در این کشورهاست ،قدرت و سهم اصلی را در این دو کشور ایران خواهد برد بخصوص در عراق.
فرقه رجوی نیز باید برای دو تا سه سال آینده به فکر جایگزین دیگری غیر از وهابیون آل سعود برای نوکری و مزدوری باشند.و برای این منظور این فرقه باید همچنان منتظر مانده و ببینند که در آینده در کدام شکاف میتوانند به حیاتشان ادامه دهند.والبته دعا کنند که شکاف قابل مانوری برای ادامه زندگیشان نصیبشیان شود ،چه بدون شکاف نمیتوانند اساسأ جلوه و حیاتی داشته باشند.
والسلام
نادر کشتکار
آلمان

Dienstag, 23. August 2016

از بسیجی جنایتکار تا اعدام ضدبشری یک زندانی! نگاهی به مواضع متناقض مریم رجوی نسبت به اعدام ضارب بانوان جهرم

حامد صرافپور
صرافپور
 دو روز قبل فردی که چندین دختر جوان شهرستان جهرم را به ضرب چاقو زخمی کرده بود، پس از نزدیک به دوسال محاکمه، به جرم ایجاد ارعاب و وحشت در جامعه به دار مجازات آویخته شد. پرداختن به کم و کیف قضیه اتلاف وقت است اما بد نیست از همین یک نمونه به شناخت بیشتری از نیروهایی برسیم که خود را مدافع زنان و مخالف سیاست های جمهوری اسلامی در رابطه با زنان می دانند. یکی از مهمترین این جریانات سازمان مجاهدین به رهبری مریم رجوی است که به مدت چند دهه داعیه برابری و حمایت از زنان داشته است و همچنان خود را در صدر مدافعین حقوق زنان معرفی می کند.
دوسال قبل، یک سلسله اسیدپاشی در داخل ایران، بسیاری را در بهت فروبرد که همچنان بخشی از تبلیغات مریم رجوی در مجموعه سخنرانی هایش می باشد. این رخداد در زمانی بوقوع پیوست که تضادهای جناحی بر سر پروژه اتمی به اوج خود رسیده بود و در خارج ایران نیز صهیونیست ها به همراهی عربستان سعودی با تمام قوا تلاش می کردند ایران را در مخمصه قرار دهند و با مطرح کردن مسائل حقوق بشری، در مسیر اجرای برجام مانع تراشی کنند و لذا ایجاد بحران های حقوق بشری، منافع مشترکی برای دشمنان خارجی و داخلی به همراه داشت. در این رابطه برخی از آگاهان اسیدپاشی را به فرقه رجوی نسبت دادند که می خواهد از این قضیه علیه پیشبرد برجام در عرصه سیاسی استفاده کند.
البته رهبری سازمان مجاهدین (فرقه رجوی) نیز از این قضیه بهره برداری گسترده ای کرد که نیازی به پرداختن به آن نیست. در همان بحبوحه، بناگاه خبر حمله زنجیره ای به دختران جهرم توسط یک جوان بحران دیگری را داشت رقم می زد که با دستگیر شدن او غائله فروکش کرد. این رخداد خوراک تبلیغی گسترده ای را برای رجوی فراهم نمود و همانطور که در چند خبر زیر مشاهده می شود از آن در سایت های مجاهدین به عنوان “حمله جنایتکارانه بسیجیان به شماری از زنان” نام برده شد و فرد مزبور را هم یک بسیجی معرفی کردند که از مضروب کردن زنان کم حجاب احساس آرامش می کند:
اعدام مریم رجوی رژیم عربستان سعودی
پس از گذشت دوسال، این شخص به اعدام محکوم و حکم او دو روز قبل (۳۱ مرداد ۱۳۹۵) به اجرا درآمد. اما نگاهی دوباره به سایت های این فرقه تروریستی که خود را تنها منادی حقوق زنان در جهان معرفی می کند، نشان می دهد که تا چه حد اپوزیسیون نماهای جمهوری اسلامی در دروغگویی گوی سبقت را از همدیگر می ربایند و مسئله آنان نه تنها حقوق زنان نیست بلکه هرکجا نیاز باشد بزرگترین آسیب را به زنان می رسانند تا از آن بهره برداری کنند و منافع خود را تأمین کنند. البته مبحث نقض شدید حقوق زنان در این فرقه خطرناک تروریستی، چیز تازه ای نیست و پیش از این نیز برخی از زنان رها شده از این باند مافیایی صحنه هایی از آنرا افشا کرده بودند که چگونه مسعود رجوی صدها زن را به عقد خود درآورده و ده ها زن معترض را نیز در طی سالیان به قتل رسانیده است.
در هرصورت، خبر زیر بعد از اعلام اعدام این جوان شرور که چندین دختر جوان را مورد حمله قرار داده بود، در سایت مجاهدین انتشار یافته است. همانطور که مشاهده می شود، مریم رجوی (به عنوان مدافع حقوق زنان) از این مسئله به خشم آمده و اعدام این جنایتکار زن ستیز را به عنوان یک عمل ضدبشری مورد حمله قرار داده است. پیشاپیش باید یادآوری کنم که مریم و مسعود رجوی هیچ مشکلی با نفس اعدام ندارند و طی چندین سال ابتدای انقلاب، هزاران نفر را تحت عنوان “اعدام انقلابی” در خیابان شهرهای مختلف ایران ترور کردند، پس صورت مسئله در اینجا نفس اعدام نیست.
مریم رجوی مزدور عربستان اعدام
نکته دیگری که در خبر فوق به چشم می خورد اینکه هیچ اشاره ای به جنایت های این شخص نشده و تنها از وی به عنوان “یک زندانی” نام برده شده که گویی بدون هیچ گناهی توسط عده ای ضدبشر اعدام شده است!.
البته این اولین بار نیست که فرقه رجوی چنین مواضع متناقضی را بیان می کند. طی سالیان گذشته ده ها بار شاهد حمایت مریم رجوی از تروریست های تکفیری و تجزیه طلبان بوده ایم به نحوی که داعش نیز از حمایت معنوی و مشورتی وی بی نصیب نمانده است. اما مضحک تر از همه همکاری و همراهی مریم رجوی (به عنوان بزرگترین مدعی حقوق زنان) با آل سعود است. همگان می دانند که عربستان بزرگترین ناقض حقوق زنان در جهان است که نه تنها در کشتار ده ها هزار زن در یمن، عراق و سوریه نقش کلیدی داشته که در خود عربستان نیز بانوان حق رانندگی ندارند و بزرگترین حمایتی که در این کشور از زنان به عمل آمده است، ارتقاء آنان در حد رمه بوده است. در چنین شرایطی، دفاع مریم قجرعضدانلو از زنان ایرانی، مضحکه ای بیش نیست که البته می توان در موضعگیری وی نسبت به اعدام کسی دید که چندین دختر را در یک شهر به ضرب چاقو از پای درآورده است و اگر در شهر رها می شد آماده بود که صدها زن دیگر را سلاخی کند.
حامد صرافپور
۲ شهریور ۱۳۹۵
***

مکه رفتن مریم قجر بهانه ای برای ازدواج و انقلاب جدید راه انداختن است

محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، پاریس، بیست و سوم اوت ۲۰۱۶
مکه رفتن مریم قجر بهانه ای برای ازدواج و انقلاب جدید راه انداختن است !
 امحمد رزاقیز دیشب در سایتهای خبری به نقل از یک شبکه تلویزیونی گویا مریم قجر برای مناسک حج از طرف ارباب جدیدش که از خاندان سلطنتی عربستان می باشد و خیلی هم عاشقانه در مورد مریم قجر سخنرانی می کند و حتا روی سن چشم در چشم به مریم قجر می گوید (مرحوم زوجک ) یعنی به طرف می رساند که شوهر سابق ات ریق رحمت سر کشیده رفته ) و می دانم شوهر مرده هستی دعوت شده است !
ازانجا که تخصص اینجانب مکانیکی و اسلاممان هم انقدر قوی نیست که در مورد مسائل شرعی صحبت کنم اما باز مجبورم همان مثل قبلی دوباره تکرار کنم : ( درسته که ما نمردیم .. ولی مرده که دیدیم !
شخصا فکر می کنم مکه رفتن مریم قجر بهانه ای برای ازدواج مججد است .
این ازدواج می تواند با شاهزاده سعودی باشد و یا اینکه جالا که رجوی ریق رحمت سر کشیده رفته و موضوع هم علنی شده مریم قجر دوباره برگرده به نزد شوهر سابق خود ( مهدی ابریشمچی بی غیرت ) .
رفتن به حج واجب یکسری پایه و اساس دارد بطور خاص اگر زن بیوه بخواهد به مکه برود باید ازدواج کند وباید به صیغه یکی درآید و یک مرد محرم باید وی را همراهی کند تا زیارت و حج اش قبول شود .
این ازدواج می تواند یکی از گزینه های مریم قجر با شیخی باشد که بعنوان ارباب جدید هم نقش بازی می کند .
البته به اسم دعوت از مریم قجر برای مناسک حج که شرعا و عرفآ شامل حال مریم قجر داعشی نمی شود و حتما مسئله عقد وعروسی مریم قجر نه چیز دیگر .
دلیل دیگری که مریم قجر بخواهد به مناسک حج برود !
از انجا که مریم قجردر سال ۶۴ با مهدی ابریشمچی سه طلاقه کرده و نمی توانند دوباره با هم ازدواج کنند مگر اینکه مریم قجر با یک مرد دیگر ازدواج کرده و دوباره طلاق بگیرد تا بتواند با مهدی ابریشمچی ازدواج کند . در اینصورت بهترین گزینه برای عقد با یکی از سران فرقه می باشد مثل محدثین و یا حاج اقای فرقه و یا یکی از منگولان مخ پوسیده که تا رفت و بر گشت به مکه مریم قجر به عقد ان در اید وقتی هم از مکه بر گشتند مرمی قجر طلاق گرفته و به عقد مجدد مهدی ابریشمچی در بیاد که در این مرحله این نفر وسط را محلل می نامند که بین زنان و مردانی که سه طلاقه کرده اند نقش دارد .
این پیوند مبارک با هرکدام از این ۲ یار مریم قجر باشد حتما راه به سرنگونی رژیم خواهد برد همانطور که ۳۰ سال پیش ازدواج مریم قجر با رجوی داعشی هر۶ ماه و حتا در نشستهای اردوگاه بد نام اشرف هر هفته رژیم سرنگون می کردند اینبار هم با این ازدواج و پیوند کهکشانی تا ۳۰ سال بهاه ای برای شعارهای جدید سرنگونی مثل شهاب وار در اسمان اور سواواز اردوگاه مریم قجر خواهد درخشید .
شعار های اولیه این ازدواج میمون ؛ به این شرح می باشد …
اگر ازدواج با شیخ فیصل باشد .
ــ مریم ؛ فیصل مبارک ؛ مبارک
اگر با مهدی ابریشمچی باشد
ــ مریم ؛ مهدی مبارک ؛ مبارک
پس دوباره … اقایان دست … خانمها رقص .. ها بیا
( لطفا از فردا برای سوالات شرعی به اینجانب مراجعه نکیند ما سواد اسلامیمان همین قدر بود که دیدید … )
***

خاکسپاری یا مناسک حج؟ (+ دو مطلب دیگر مرتبط با سعی تروریستها در جایگزین کردن عربستان سعودی بجای صدام)ا

محمود سپاهی، علیرضا نصراللهی و همایون کهزادی، یاران ایران، بیست و سوم اوت ۲۰۱۶
محمود سپاهی، یاران ایران
لینک به منبع
وطن فروشی .خاکسپاری یا مناسک حج
 دعوت ملک سلمان پادشاه عربستان سعودی، «مریم رجوی» رییس شورای ملی مقاومت (شاخه اجرایی سازمان مجاهدین خلق) برای انجام مناسک حج به این کشور سفر می کند. در ماه‌های اخیر ارتباط مقامات عربستان سعودی با سازمان مجاهدین خلق واکنش هایی را به همراه داشته است. حضور ترکی الفیصل، شاهزاده عربستانی و رییس سابق دستگاه اطلاعاتی عربستان
تحلیلگران دعوت مریم رجوی توسط ملک سلیمان را مشکوک قلمداد میکنند در یکی از سایتها نوشته بودند که این سفر ممکن است چند هدف را دنبال کند
اول اینکه بعد از حرفهای ترکی فیصل خانم رجوی به قصد مزار رجوی به عربستان سفر میکند زیرا قانونمند حرفهای ترکی با زمان دعوت ملک سلیمان به هم ربط مستقیم دارد
دوم اینکه همان کاری را که صدام حسین در زمان جنگ ایران وعراق کرد اینبار عربستان میخواهد انجام دهد واین سازمان را بخاطر دادن اطلاعات وخبرچینی از انها استفاده کند وشاید هم در این میان کار نیمه تمام صدام را انها بتوانند تمام کنند وقرارگاهی برای انها به عنوان مزد هدیه دهند که سازمان بتواند لیبرتی را به انجا منتقل کند البته بعید نیست که عربستان این کار را نکند زیرا حامی تروریست بوده وهست
ویا شاید این دعوت یک پیوندی باشد بین عربستان وسازمان وتهدیدات ترکی در رابطه با ایران البته هیچ بعید نیست مگر زمان جنگ ایران وعراق همین کار را نکردند مگر همین ها نبودند که با دادن مختصات به دولت عراق زن وبچه وپیر وجوان را زیره بمبهای عراقی به کشتن دادند مگر با فرمان همین صدام کرد کشی صورت نگرفت مگر با اطلاعات همین سازمان بیشتر عملیاتهای ایران لو نرفت حال نوبت عربستان است البته این سازمان بخاطر حفظ بقای خود دست به هر کاری میزند
دیدار محمود عباس با مریم رجوی سه هفته پس از حضور ترکی الفیصل در نشست سالانه مجاهدین خلق در پاریس نیز محل بحث بود و بسیاری از کارشناسان و تحلیل‌گران از روابط نزدیک دولت عربستان با تشکیلات خودگردان فلسطین و حمایت سعودی‌ها از این دیدار خبر دادند.
پس میتوان نتیجه گرفت مرگ رجوی از زبان ترکی فیصل دیدار محمود عباس دعوت ملک سلمان نمیتوان بی دلیل جلوه داد که در عرض کمتر از دوماه این همه اتفاق انهم بین عربستان فلسطین واین سازمان بیفتد عربستانی که برای ایران خط ونشان میکشد وسازمانی که سالیان است میخواهد این رژیم را سرنگون کند همه این دیدارها وحمایتها فقط وفقط توسط عربستان صورت میگیرد که از این سازمان استفاده ابزاری واطلاعاتی ورسانه ای کند واز اب گل الود ماهی بگیرد
محمود سپاهی انجمن یاران ایران
پاریس
علیرضا نصراللهی، یاران ایران
لینک به منبع
احتمال حضور مریم رجوی برای ادای مناسک حج به عربستان سعودی سفر کند
 Alireza_Nasrollahiهمان طور که همه عزیزان در جریان هستید بعد از اینکه رابطه سیاسی ایران و عربستان شکر آب شد فرقه رجوی این فرصت را غنیمت شمرد و خیلی سریع خودشان رو چسباندن به عربستان و شروع کردن به دادن وعده های پوشالی که ما در آینده چنین و چنان خواهیم کرد.
همانطور که به صدام خدمت کردن حالا نوبت به عربستان رسیده،ولی در این دنیا همیشه نباید دو بار یک چیز را امتحان کرد البته منظور این هست تجربه را تجربه کردن خطاست!!!
عربستان باید خوب یادش باشد که زمانی که صدام حسین سقوط کرد این فرقه رجوی (مجاهدین) بود که گفت:ما هیچگونه دخالتی در امور این کشور نداشتیم! و ما فقط مهمان این کشور بودیم؟
آیا واقعًا همین طور بود که میگفتند؟در حرف شاید دیوار حاشا بلند باشد ولی این فرقه بهتر از هر کسی خوب می داند که از ورود تا خروج چه بر سر این مردم (عراف ) آورده اند. حالا هرچه میخواهند بگویند ولی مردم کردستان عراق و شیعیان این کشور هیچوقت کارهای این فرقه را فراموش نخواهند کرد.
و آیا اگر به راستی این فرقه در عراق هیچ دخالتی نداشت پس چرا در دادگاهای عراق پروندهای سال های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۱ باز شده است و چرا تعدادی از مهرهای اصلی این فرقه ،خودشان را با نام های جعلی از عراق حارج می کند؟
به هر حال تاریخ نشان خواهد داد و قضاوت خواهد کرد و مردم عراق هم در آینده خواهند گفت که این فرقه (مجاهدین) در طول این سالها چه بر سر مردم بی گناه این کشور آورده؟
زمانی که یک دیکتاتور به نام صدام در راًس قدرت بود من خود شاهد بودم که کشور عراق دولت در دولت بود!
اوًلی خود صدام بود که خوب ریئس جمهور این کشور بود. و بعدی مجاهدین بودند.و فقط به یک دلیل ساده میتوان این معادله را حضم کرد،آن هم به پاس خوش خدمتی های این سازمان در زمان حکومت صدام!
در این بازی ما نمیتوانیم با قدرت بازی کنیم چون نه پول آن را داریم و نه قدرت آن را،ما مثل سربازهای یک شطرنج هستیم،در کل بازی ما هستیم ولی در آخر این شاه و یا وزیر و …مهرهای پرقدرت هستند بازی را مشخص میکنند.
ولی در بعضی از شرایط استسنایی هم وجود دارد که همین سربازها هستند که میتوانند شرایط و قاعده بازی را بر هم بزنند و سرنوشت یک بازی را تعیین تکلیف کنند همانند همین فرقه رجوی
در طول این چندین سال تجربه نشان داده که ما میتوانیم با روشن کردن حقیقت و با افشاگری در عرصه سیاسی و اجتماعی نگذاریم که آنها ( مجاهدین ) به راحتی هر کاری که دلشان میخواهد انجام بدهند
الان هم مریم رجوی با عربستان کارش را آغاز کرده که از قبل نتیجه آن روشن است همان آش و همان کاسه خواهد شد که با صدام داشتند ولی اینبار نه اشرفی هست و نه سلاحی،جالا عربستان اسم آن را ادای مناسک حج بگذارد و یا هر اسم دیگر،
ولی پشت پرده همه میدانند که حج در کار نیست بلکه خانم مریم رجوی یا برای دیدار مسعود رجوی به عربستان می رود و یا برای توجیه شدن از ارباب خود و یا هر دوی این دو موضوع.
امیداروم پیش خودشان مردم را ساده فرض نکنند و فکر کنند اینها گفت حج و همه هم فکر میکنند به به چه خانم مومنی نه عزیزان چنین نیست.
به گزارش گروه سیاسی خبر گذاری میزان: برخی منابع خبری اعلام کردند: «مریم رجوی» سرکرده گروهک تروریستی مجاهدین خلق(منافقین) به دعوت ملک سلمان پادشاه سعودی برای ادای مناسک حج به عربستان سعودی سفر می کند.
علیرضا نصراللًهی انجمن یاران ایران
پاریس
همایون کهزادی، یاران ایران
لینک به منبع
طنز سیاسی یا توهم این آقا
 توهم چیست؟
توهم حالتی از تغییر هشیاری است که در آن فرد موضوعاتی را احساس و ادراک می‌کند که واقعیت خارجی ندارند ولی فرد مبتلا به توهم آنها را واقعی می‌پندارد و بر واقعی بودن آنها اصرار دارد. توهم
معمولا به عنوان یک نشانه اساسی در اختلالات روانی محسوب می‌شوند و لازمه بررسی و علت یابی و تشخیص گذاری مفید است 
این توهمات اقای حاج حمزه است
اقای محمود عباس، رئیس دولت فلسطین و هیئت همراه او با خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران و هیئتی از این مقاومت که روز ۳۰ ژوئیه ۲۰۱۶ در پاریس انجام گرفت، به لحاظ زمان و مکان و موضوع، حاوی معنا و بار سیاسی ـ اجتماعی مهمی بود که بحث و واکنش ناظران نسبت به آن همچنان ادامه دارد. سفر اخیر رئیس دولت فلسطین و هیئت همراه او به پاریس، در اساس برای بحث و گفت‌وشنود درباره پیشبرد طرح فرانسه برای ازسرگیری مذاکرات صلح فلسطین بر مبنای تشکیل دو دولت فلسطین و اسرائیل انجام گرفت و ملاقات دولت فلسطین با هیئت مقاومت ایران بلافاصله پس از بحث و ملاقات‌هایی به عمل آمد که آن‌ها درباره این طرح با وزیر خارجه فرانسه و وزیر خارجه آمریکا در پاریس داشتند. چنانکه در خبرها آمده بود آقای محمود عباس در این ملاقات خانم مریم رجوی را در جریان طرح قرار داده است
اولا خانم رجوی در این میان که او را درجریان طرح قرار داده اند چکاره است ودوما چرا کسی از سمت جدیدش هیچ خبری ندارد که او را بعنوان مشاور امنیت و وزیر طرح وبرنامه خود قرار داده
کما اینکه سازمان قبلا از اینکه این خبر بیرونی شود که اقای محمود عباس برای گفتگو با دولت فرانسه به پاریس سفر کرده سازمان ان را دعوت خود میدانست واینکه برای گردهمایی سازمان به اینجا امده
نکند که اقای حاج حمزه هم فکر میکند بانی اصلی این طرح که بین امریکا وفرانسه صورت گرفته خانم رجوی بوده است حال نمیدانیم ای را طنز سیاسی جلوه دهیم یا توهم اقای حاج حمزه
ادامه حرفهای این اقای توهمی
یادآوری می‌شود که موافتنامه‌‌های امضاشده و طرح‌هایی که تابه‌حال برای برقراری صلح بین اسرا‌ئیل و فلسطین ارائه‌شده ازجمله «موافقتنامه اسلو»، موافقت‌نامه معروف به «کمپ دیوید» و همچنین آخرین طرح صلحی که عربستان و کشورهای عربی در سال ۲۰۱۲ بر مبنای تشکیل دو دولت فلسطین و اسرا‌ئیل ارائه داده‌اند، به علت کارشکنی‌های گوناگون تابه‌حال بی‌نتیجه مانده
حتما میخواهید بگویید که اینبار خانم رجوی پا در میانی کرده که کسی کارشکنی نکند اقای توهمی اگر خانم رجوی بیل زن بودند باغچه خودش را بیل میزد که نمیداند دست به دامن چه کسی شود از حامی تروریست که عربستان باشد یا فلسطین یا مجاهدان سوری لطفا چشمانتان را باز کنید حقایق را ببینید اگر توهم نزدید چرا به فکر اسیران لیبرتی نیستید چرا هنوز برای قبری گریه میکنید که مرده نداره خوب است مقداری هم فکر کنید که این همه کشته این همه بقول خودشان درد ورنج برای چیست چرا نمیخواهند باور کنند که همه چیز تموم شده به قول فیصل ترکی مسعود رجوی هم نیست اخر این کار به کجا میرود چرا هنوز فکر میکنید که این سازمان در زمان صدام حسین است چرا فکر میکنید باید از این سازمان حمایت کرد در حالی که خط وخطوط این سازمان کاملا عوض شده شما همچنان در غار تشریف دارید
همایون کهزدای انجمن یاران ایران
پاریس
(پایان)
*** 

پيوند آل سعود با مريم رجوى، سياستى مضحك و شكست خورده

عبدالکریم ابراهیمی ــ ایران فانوس ـ سه شنبه 23 اگوست 2016
پيوند آل سعود با مريم رجوى، سياستى مضحك و شكست خورده
عزم دولت عراق بر پاكسازى كشورشان از گروههاى تروريستى در آن كشور، بالاخره دارد به ثمر مي نشيند، از يك طرف داعش توسط ارتش و نيروهاى مردمى از سرزمين عراق بساط تروريستى اش برچيده ميشود و از طرف ديگر فرقه تروريستى و شيطانى رجوى با همدلى و سياست درست دولتمردان عراق از آن كشور اخراج ميشوند كه در اين ايام اخراج تتمه هاى آنها شتاب بيشترى گرفته است.
در اين ميان نكته قابل توجه اين است كه فرقه رجوى با كمك آل سعود و  همدستى تروريستهاى بعثى كه در حكومت عراق نفوذ دارند، بسيارى از سران و فرمانده هان جنايتكار رجوى كه در كشتار مردم ايران و عراق دست داشته و يا مستقيما آمر جنايت بوده اند و همچنين اعضاى ناراضى  تشكيلات را شكنجه و سركوب و سر به نيست كرده اند و در محاكم قضائى ايران و عراق، پرونده دارند و تحت پيگرد پليس اينترپل قرار دارند  از عراق فرارى داده اند، جانيانى كه در جنايت دست هيتلر را از پشت بسته و به او زكى گفته اند و بسا جنايات هولناكى مرتكب شده اند كه ثمره و آموزه آن جنايات امروز توسط داعش اجرا ميشود كه اين جنايات قلب هر انسان آزاده اى را به درد مى آورد.
اما الان بعلت تحولات اخير در منطقه خاور ميانه،  جولان دادن تروريسم بخصوص داعش در عراق و سوريه و رجوى در صحنه سياسى و اربابان آنها در منطقه بخصوص آل سعود در كشتار مردم بيگناه و فقير يمن به سمت تمام شدن پيش ميرود و كشتى آنها به گل نشسته و دست و پا زدن و تقلا براى رهايى، آنها را بيشتر در گل فرو خواهد برد. دست به دامن هم شدن تروريستها و حاميان آنها بصورت عيان نشانگر نفس هاى آخر آنان است، اتحاد آل سعود با مريم رجوى، نمونه  بلاهت بار اين پيوند ناميمون است.
جالب اينكه بعد از شركت تركى فيصل در مراسم خيمه شب بازى مريم رجوى در بورژه پاريس و سخنرانى در آنجا و بعد از ماجراى كودتاى ناكام در تركيه و چرخش آن كشور بر ضد سياست قبلى خود و آل سعود، عربستان چنان از تحولات آينده به وحشت افتاده كه به سيم آخر زده و با سياستى نا پخته و بچه گانه از سر كرده ى فرنگ نشسته فرقه رجوى و رئيس جمهور باسمه اى شوراى خود خوانده مجاهدين، دعوت به عمل آورده كه براى مناسك حج به عربستان تشريف فرما شوند، مضحكه اى كه حتى افراد به دور از سياست و كودكان را به خنده مى آورد، انگار كه آل سعود در آخرهاى عمر پادشاهى خود هستند و درس عبرت از پيوند ناميمون صدام – رجوى، نگرفته اند. درست است كه در سال ١٣٦٦ در كشتار حجاج ايرانى، خط دهنده و مشاور دستگاه امنيتى پادشاهى بوده اند، اما بايد دانست كه رجوى  بعلت جناياتش و روح شيطانى كه در نهاد او نهفته است، نحوست دارد و با هر كس همدم شود عاقبت شومى در انتظار خواهد داشت و آل سعود با اين سياستهاى ناپخته و شرط بندى روى اسب مرده، سرنوشتى جز رسوايى و زوال براى خود رقم نخواهد زد و آينده اينرا ثابت خواهد كرد.
بهر حال تاريخ اينرا در خاطره خود خواهد داشت. همانگونه كه داستان عبرت آموز ديكتاتور عراق صدام حسين با همدستى رجوى در سركوب مردم كشورش، بياد خواهد داشت و عبرت آموز ديكتاتورها در سركوب مردم كشور خود خواهد بود.