Sonntag, 25. September 2016

شروع سال تحصیلی و اراجیف تکراری مریم قجر

شروع سال تحصیلی و اراجیف تکراری مریم قجر
علی جهانیهمزمان با شروع سال تحصیلی جدید طبق روال همیشگی مریم قجر این ریئس جمهور مادام العمر و برگزیده شوهر مفقود الااثر خود که اخیرا در فقدان ایشان حسابی جست و خیز میکند طی یک  اراجیف تکراری اش تحت عنوان پیامی به معلمان و دانش آموزان فرستاده است و آنان را به مبارزه با جهل و دعوت به آموختن علم و دانش کرده است . در این زمینه بایستی گفت که ایشان در وقاحت و شیادی و دجالیت  سبقت را از شوهر فراری اش ربود ه است .
بله ایشان در حالی چنین پیامی به دانش آموزان می فرستد که خودش به همراه آن شوهر در بدرش نماد و مروج جهل و سرکوب و نادانی و نا آگاهی و خفقان و سانسور در تشکیلات قرون وسطایی شان بوده و هستند و به بهانه ضرورت سرنگونی با انقلاب کذای شان جهل نادانی را در سازمان به اوج رسانده است .
و همچنین ایشان درحالی دانش آموزان را به آموختن فرا می خواند که رهبری این سازمان در اوایل انقلاب دانش آموزان زیادی از جمله خودم را فریفته و به بهانه مبارزه از پشت میز مدرسه بیرون کشیده و به عراق کشانده است و عده زیادی را هم به کشتن داده است و من یادم هست که آنموقع در اوایل انقلاب مسولین سازمان می گفتند که کلاس و مدرسه و درس و مشق حاصلی ندارد و بایستی درس را رها کرده و فدای مبارزه کنیم .
وهمچنین در حالی ایشان پیام مبارزه با جهل و نادانی به معلمان می دهد که سازمان فرقه گرا و تروریستی تحت رهبری ایشان به بهانه عملیات سرنگونی و عملیات داخله و زدن سر انگشتان ارتجاع عده زیادی از همین معلمان شریف و زحمتکش را کشته و خانواده های شان را داغدار و بی سر پرست و بدون نان آور کرده است .
و همچنین ایشان درحالی دانش آموزان را به آموختن فرا می خواند که سازمان تحت رهبری اش برای پیشبرد طرحها و اقدامات تروریستی اش ؛ به بهانه مبارزه و عملیات سرنگونی  دفتر و قلم را از دانش آموزان زیادی گرفته و در اوایل انقلاب تیغ و کاتر و در عراق هم تیر و تفنگ و دفتر عملیات جاری و غسل هفتگی بدست شان داده است .
بنابر این بایستی به ایشان گفت که اقشار مختلف ملت ایران از جمله دانش آموزان و معلمان کارشان را خوب بلد هستند و نیازی به قیمی مثل شما ندارند و هیچ وقتی هم صرف شنیدن و خواندن اراجیف تکراری تان نمی کنند . لذا شما بجای این کار های بیهوده بفکر چاره ای برای نجات سازمان ارتش به اصطلاح آزادیبخش  در حال متلاشی شدن تان بکنید که اکنون با از دست سلاح و پایگاه استراتژیکی اشرف و خروج مفتضحانه از عراق ؛ آخرین میخ تابوتش هم کوبیده شده است و هیچ آینده روشنی  برایش متصور نیست .
و همچنین بفکر پاسخگویی در مقابل انبوه سوالات نیروهای وارفته و مسئله دار و درحال ریزش تان در کمپ تیرانا باشید . سوالاتی نظیر اینکه : رجوی کجاست؟ مرده یا زنده و چرا هیچ حرفی نمی زنید؟ و چرا به عراق رفتید و این همه از نیر و ها را در طی این سالیان با تحلیل های آبکی و وعده و وعیدهای دروغین شش ماهه سرنگونی به بهانه های عملیات سرنگونی و حفظ اشرف و حفظ اموال اشرف و اصرار بر ماندن در عراق و اصرار بر استراتژی مبارزه مسلحانه به کشتن دادید ؟ و چرا بعد سی سال دست از پا درازتر مجبور شدید بدون اینکه هیچ پیشرفتی داشته باشید عراق را ترک کنید ؟ و مسول این همه خونهای ریخته شده و سرمایه های انسانی تلف شده چه کسی هست ؟ البته بسیار واضح و روشن هست که شما  با توجه به شیادی و دجالیت خاصی که از شوهر در بدر تان به ارث برده اید ؛ برای فرار از پاسخ همین سوالات هست که مستمرا دستگاه پیروزی شمار و فراخوان و پیام دادن تان را بکار انداخته و مرتبا در این زمینه فعال هستید ولی بدانید که این دست و پا زدن های شما مثل آدم در غرق شدن هست که مفید هیچ فایده ای نیست و دیگر سال شصت نیست و  دوران فریفتن اقشار مختلف مردم ایران از جمله دانش آموزان و معلمان بسر آمده است و همه جامعه کنونی ایران در این عصر آگاهی و پیشرفت بسیار جلوتر از سازمان قرون وسطایی و واپسگرای شما می باشد و نه تنها دیگر گول اراجیف صد بار تکرار شده شما را نمی خورد بلکه به شما می خندد و به عینه می بیند که چطور سازمان  فرقه گرا و تروریستی تان در حال فروپاشی کامل می باشد . بنابر این شما اگر  راست می گویید و دکتر خوبی هستید یک فکری به حال زار سازمان در حال نابودی خودتان بکنید و مردم ایران نیازی به نسخه پیچیدنهای شما ندارند و بخوبی می دانند که این امامزاده قلابی تان نه تنها شفا نمی دهد بلکه کور می کند همانطوری که امثال من دانش آموز را در اوایل انقلاب کور کرد و به دنبال اهداف پلید شما راه افتاده و بهترین دوران عمرم را قربانی مطامع شیطانی و قدرت طلبانه شوهر فراری تان کردم. 


*** 

وضعیت مجاهدین بعد از سی سال و ورود به دنیای خارج از نگاه وفا یغمائی (+ ماجرای نامعلوم فروش شهر اشرف)

وضعیت مجاهدین بعد از سی سال و ورود به دنیای خارج از کمپ های اشرف و لیبرتی از نگاه وفا یغمائی
از خروج مجاهدین از عراق تا ماجرای نامعلوم فروش شهر اشرف در پرسشی از اسماعیل وفا یغمائی
(پایان)

نامه آقای محمد شریف دامنی،ساکن ایرانشهر به برادرش(خدابنده دامنی تحت اسارت فرقه ستیزه جوی رجوی درآلبانی

محمد شریف دامنی ـ نیم نگاه ـ جمعه 2 مهرماه 1395
نامه آقای محمد شریف دامنی ، ساکن ایرانشهر به برادرش (خدابنده دامنی تحت اسارت فرقه  ستیزه جوی رجوی در آلبانی)
برادر عزیز و بهتر از جانم بیست و نه سال  است که دلتنگی امان من و مادر پیرمان را بریده است و برای دیدار تو یا حتی شنیدن صدایت لحظه های پر رنجی را تاب آورده ایم. تنها خواهرمان خیلی بی قراری می کند و روز و شبی نیست که از یاد تو غافل بوده باشیم. من برای دیدنت پنج بار به عراق آمدم. سه بار پشت سیاج های اشرف و دو بار  پشت دیوار های بتنی لیبرتی.
راه سخت و طولانی بود سه شبانه روز در راه بودیم تا به عراق برسیم. خانواده های زیادی مثل من گرفتار بودند و هر کدام دنبال عزیزانشان آمده بودند ولی هرچه فریاد زدم و التماس کردم اجازه ندادند که تو راببینم. و هر بار با چشمی اشکبار و دلی خون  و دستی خالی نزد مادرم برگشتم و هر بار شرمنده از اینکه می پرسید برادرت کو؟؟ او را دیدی؟ با او حرف زدی؟؟ پس چرا با تو نیامد؟ و من جز اشک و شرمساری چیزی نداشتم که در برابر صبر مادرمان تقدیم چشمان منتظرش کنم.
فرقه ستیزه جوی رجوی
عزیز برادر ، من فقط آمده بودم تو را ببینم ولی اعضای مجاهدین که به مقابله آمده بودند با سنگ به ما حمله می کردند و من خودم دیدم که چند نفر زخمی شدند، آن ها به ما فحش می دادند.
آخر چرا؟ مگر ما چه تقاضایی جز ملاقات داشتیم؟؟
برادر عزیزم… همه می دانند که تو سرباز بودی و برای دفاع از ناموس و وطنت به جنگ رفتی و اسیر شدی. همه می دانند که توهیچ گناهی نداری و آغوش وطن برای پذیرفتن تو باز است. بیا و ما را از دلتنگی نجات بده. بیا و  دل شکسته مان را شاد کن. بیا و مادر پیرمان را از چشم انتظاری نجات بخش…
خدا پشت و پناهت.
برادرت محمد شریف دامنی
ایرانشهر، مهرماه ماه نود و پنج.
لینک مرتبط :
نامه خانواده ها
محمد شریف دامنیلیبرتی

خروج غرور آفرین و پیروزی بزرگ فرقه رجوی سرش در گل فرو رفت

خروج غرور آفرین  و پیروزی بزرگ فرقه رجوی سرش در گل فرو رفت
در روز های گذشته فرقه ترو ریستی رجوی با جا رو جنجال و فریاد های پیروزی پیروزی سراسیمه به صحنه امدند و این چنین وانمود کردند که با خروج بی قید و شرط از خاک عراق  یک پیروزی بزرگ به دست آورده اند  و و حالا هزار اشرف می سازند و حرکتی نوین را آغاز می کنند  اما غافل از اینکه این ترفند سوخته رجوی برای دنیای امروز دیگر جایی ندارد که بخواهد شکست را به پیروزی بزرگ بدل کند . بله همانطوری که قبلا هم گفتم فرقه رجوی مجبور شد با تو سری و خفت خاک عراق را ترک کند و به استرا تژی شکست خورده جنگ مسلحانه خاتمه دهد و این خود به خودی خود یعنی سر کشیدن جام زهر آتش بس 1367 که رجوی همواره از ان ترس و وحشت داشت و با تمام قوا میخواست که ارتش ورشکسته مریم را در خاک عراق نگه دارد و نان سیاسی آنرا در خارج از کشور بخورد ونه در داخل کشور چون جایی در میان توده ها برای خودش باقی نگذاشته است .
در روزهای اول که نیرو ها را خارج کردند از خاک عراق در فرانسه مریم قجر به صحنه آمد و شروع به سخن پراکنی کرد و با کف و سوت حضار صحنه را ترک کرد و بعد هم در سایر کشور های اروپایی و امریکا جشن پیروزی به راه انداختند و و این چنین به جهانیان نشان دادند که انگار همان طوری که در عملیات دروغ جاویدان میگفتند پیروز شده اند حالا هم با خروج از عراق یک پیروزی بزرگ دیگر به دست آورده اند .
اما واقعیت این بود که شکست و تو سری هر دو دستمایه رجوی بود وباید از عراق خارج می شد  و هیچ راهی و جایی هم برای ماندن در خاک عراق علی رغم همه دست و پا زدن های رجوی که برای ماندن در عراق می زد وجود نداشت .
در آخر باید به همه پدران و مادران و خواهران و برادران  و خانواده های مقاومی که با تحمل گرما و سرما برای آزادی عزیزانشان در پشت دیوار های کمپ لیبر تی گرد هم آمده بودند تا شاهد آزادی عزیزانشان باشند درود بفرستم و تبریک بگویم و این پیروزی بزرگ را که این عزیزان به دست آوردند بر علیه رجوی تبریک بگویم و دست تک به تکشان را ببوسم و خسته نباشید بگویم به همه این عزیزان وبرای تک به تکشان آرزوی سلامتی و تندرستی را از خداوند بزرگ خواستارم  خدا یا شکر که حق بر باطل رجوی پیروز شد  و خبر مرگ رجوی برای دنیا اعلام شد .
سید امیر موثقی
آلمان کلن

Donnerstag, 22. September 2016

بدون شرح

جلسه خواهران شورای رهبری مجاهدین بیست سال بعد در آلبانی

گزارش تلویزیون اماراتی «اخبار الآن» از وضعیت مجاهدین در تیرانا (آلبانی

پیوند رهایی، بیستم سپتامبر ۲۰۱۶

گزارش تلویزیون اماراتی «اخبار الآن» از وضعیت مجاهدین در تیرانا (آلبانی)

خبرنگار: جنان موسی
در اقدامی پرابهام اعضای سازمان اپوزیسیون ایرانی مجاهدین خلق از عراق به آلبانی یکی از کشورهای بالکان در جنوب شرق اروپا منتقل شدند. آنها اکنون در اردوگاههایی دارای حصار و نرده در پایتخت آلبانی تیرانا زندگی می کنند.
خبرنگار ما خانم جنان موسی به آنجا رفت تا در مورد موضوع تحقیق کند و گزارش زیر را برایمان فرستاده است:
آنچه پشت سر من می بینید اردوگاه یا مقر مجاهدین خلق در تیرانا می باشد. من نمی توانم بیش از این به این اردوگاه نزدیک بشوم یا وارد آن گردم و افراد سازمان حاضر به گفتگو در داخل آنجا یا ظهور جلوی دوربین نیستند. آنها از اینجا به فروشگاه مجاور رفت و آمد دارند یا سوار اتوبوس شده و به مرکز شهر می روند.
ما اکنون در تیرانا پایتخت آلبانی فقیرترین کشور در اروپا هستیم که سه میلیون نفر جمعیت دارد ولی اخیرا اعضای سازمان ایرانی مجاهدین خلق هم به این جمعیت اضافه شده اند. به آنان اجازه داده شده که از عراق به اینجا بیایند تا در اردوگاههایی در اطراف پایتخت آلبانی در نزدیکی یکی از مراکز بازرگانی (فروشگاههای بزرگ) در تیرانا اقامت کنند.
جزئیات این قرارداد یا معامله ای که موجب خروج افراد مجاهدین خلق از بغداد و رفتن آنها به تیرانا شد هنوز اعلام نشده است. این ساکنان جدید تیرانا با رسانه ها صحبت نمی کنند و در اردوگاههایی محصور و دارای نرده ها و شبانه روز تحت حفاظت و نگهبانی زندگی می کنند.







افراد مجاهدین خلق آزادانه در تیرانا رفت و آمد دارند و می گردند ولی به هیچکس اجازه داده نمی شود که وارد اردوگاههایشان بشود. من نتوانستم با آنها در مقرشان دیدار کنم ولی با یکی از آنان در بیرون اردوگاه صحبت کردم:
– شما اهل کجایید؟
– من ایرانی هستم از اپوزیسیون ایران.
– آیا شما به آلبانی آمده اید تا در اینجا برای همیشه بمانید؟
– بله ما برای همیشه اینجا خواهیم ماند. البته تا سرنگونی رژیم ایران در اینجا می مانیم.
– آیا شما پاسپورت آلبانیایی دارید؟
– نه اصلا، به ما هنوز پاسپورت نداده اند. فقط یک برگه به ما داده اند.
– شما می توانید مسافرت کنید؟
– نه
– آیا به شما در آینده پاسپورت خواهند داد؟
– احتمالا بله… ضمنا حضور ما در اینجا تجربۀ جدیدی هم برای آلبانی است.
سازمان مجاهدین خلق یکی از نیروهایی بود که شاه ایران را در سال ۱۹۷۹ سرنگون کردند ولی به علت افکار کمونیستی اش اختلافاتی بین این سازمان و نیروهای اسلامی حاکم از زمان سقوط رژیم شاه تا امروز در ایران بروز کرده که به حد جنگ مسلحانه بین طرفین رسید.
به دنبال آن این سازمان به پاریس منتقل شد و از آنجا به عراق رفت. در عراق رژیم صدام حسین از آن حمایت کرد و به این سازمان کمک نمود تا مبارزه اش علیه رژیم ایران را ادامه دهد. تا همین چندی پیش افراد مجاهدین خلق در اردوگاهی در بغداد به نام لیبرتی سکونت داشتند ولی توسط گروههای طرفدار ایران در عراق مورد حملات مداوم قرار گرفتند که در نتیجۀ آن بسیاری از افراد این سازمان کشته شدند. آمریکا وقتی دید موجودیت آنها در خطر است تصمیم به بیرون بردن آنان از عراق گرفت. تنها کشوری که حاضر به پذیرفتن آنها شد آلبانی بود که متحد آمریکا در بالکان می باشد.
در این مورد ما با آقای الدو بومشی وزیر خارجۀ سابق آلبانی صحبت کردیم:
– ما جزئی از پیمان ناتو هستیم. آلبانی و مردم آلبانی در منطقه خیلی از فروپاشی رژیم کمونیستی و گسترش پیمان ناتو و نیز دخالت پیمان ناتو در کوزوو بهره بردند زیرا ما توانستیم کشور مستقل آلبانی را از نو تأسیس کنیم. از این رو ما مدیون غرب و آمریکا و کشورهای اروپایی هستیم و چون ما اکنون جزء این پیمان می باشیم پس باید با آنها همکاری کنیم. البته آلبانی یک کشور کوچک می باشد ولی با اینهمه ما در کارهای ناتو در عراق و افغانستان و در بوسنی مشارکت کردیم. از این رو ما باید به میزان توانایی مان همکاری کنیم. ما یک قرارداد بستیم که سرانجام همۀ افراد سازمان مجاهدین خلق که تعدادشان به سه هزار نفر برآورد می شود از بغداد به آلبانی منتقل شوند.
یکی از افراد مجاهدین خلق:
– اگر به ایران برگردم به راحتی مرا می کشند چنانکه با دوستانم چنین کردند. دوستانم در آنجا زندانی شدند و بسیاری هم کشته شدند.
خبرنگار: هرچند سازمان مجاهدین خلق به ادامۀ نبرد تا سرنگونی رژیم حاکم در تهران متعهد است، ولی مشکل به نظر می رسد که آنها به این هدف برسند زیرا آنها اکنون خیلی از ایران دور شده اند و این امر ما را وامی دارد که بگوییم نبرد و مبارزۀ آنها در حال حاضر به پایان رسیده است.

Mittwoch, 21. September 2016

میزگرد منتقدان فرقه رجوی پیرامون نقد و بررسی اخراج از عراق وشکست استراتژی

 انجمن زنان - 17 سپتامبر 2016
میزگرد منتقدان فرقه رجوی پیرامون نقد و بررسی اخراج از عراق وشکست استراتژی
روز شنبه هفدهم سپتامبر 2016  منتقدین فرقه رجوی خانم ها بتول سلطانی و زهرا معینی و آقایان علی اکبر راستگو، داوود باقروند و آقای نادر کشتکار میز گردی به منظور نقد و بررسی پایان رسمی بیش از سه دهه حضور سازمان مجاهدین و اخراج نهائی این فرقه از خاک عراق برگزار کردند.
 فرقه رجوی اين خفت و خواری را انتقال پيروزمندانه را عنوان کرده و به روال همیشگی به وارونه گوئی و فریب ادامه می دهد. در این جلسه با زبان كارشناسي و مستند و با هدف قرار دادن رجوي خائن ، به نقد و انتقاد استراتژي ٣٥ ساله سازمان در عراق و خسراني كه از اين بابت متوجه نيروها شد پرداخته شد. علاوه بر اين آينده سازمان در آلباني و اروپا را با توجه به تجربه عراق، آينده اي محكوم به فنا و نابودي تشریح شد.
Sitzung 1
 حهت ملاحظه ویدیوی برنامه لطفا برروی تصویربالا کلیک کنید!